متن مسابقه اینترنتی " ماه خدا "

به مناسبت ماه مبارک رمضان

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ (مدظله العالی) پیرامون ماه مبارک رمضان

همه ى برادران و خواهران نمازگزار و عزيز را و خودم را توصيه ميکنم به رعايت تقواى الهى، که برترين محصول و نتيجه ى اين ماه مبارک است. ماه مبارک رمضان با همه ى برکاتش و همه‏ى زيبائى‏ هاى معنوى‏اش، بار ديگر فرا رسيد....

* نفس روزه‌ ماه رمضان است که یک زمینه‌ روحانیت و نورانیت، برای روزه‌دار می‌باشد و او را برای کسب فیوضات الهی، آماده می‌کند.

* ماه رمضان، ماه ضیافت الهی ماه رمضان فرصت بسیار استثنایی و بزرگی است که به لطف خدای متعال امسال هم این فرصت به ما داده شد که بتوانیم در این ماه مبارک بر سر سفره‌ی ضیافت الهی حاضر بشویم

بیانات امام خمینی (ره)

* ماه مبارك رمضان به جهت نزول قرآن كريم در آن يكي از برترين ماه هاي سال قمري است كه پروردگار در اين ماه مبارك توفيق روزه داري را به بندگانش عطا كرد تا همگان با راز و نياز به درگاه آفريدگار به طلب آمرزش و مغفرت بپردازند

* ماه رمضان را هنگامه ضيافت خداوند و عبادت در آن را ابزار رسيدن به عشق الهي مي‏ دانستند و همواره تاكيد داشتند كه انسان پيش از ورود به ماه مهماني پروردگار، بايد ظاهر و باطن خود را نسبت به گذشته تغيير و زبان را به مناجات حق تعالي عادت دهد.

خطبه شعبانیه

امام رضا (علیه السلام ) ـ به نقل از پدرانش (علیهم السلام)، از امام على (علیه السلام )

 روزى ، پیامبر خدا (صلی الله وعلیه وآله وسلم) براى ما خطبه خواند و فرمود :

اى مردم! همانا ماه خدا ، همراه با برکت و رحمت و آمرزش ، به شما روى آورده است ؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها ،

شب هایش برترینِ شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .

ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید .

نَفَس هایتان در آن ، تسبیح است ، خوابتان در آن ، عبادت ، عملتان در آن ، پذیرفته و دعایتان در آن ، مورد اجابت است .

پس با نیّت هاى راست و دل هاى پاک ، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش ، توفیقتان دهد ؛

چرا که بدبخت ، کسى است که در این ماه بزرگ ، از آمرزش الهى محروم بماند .

با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه ، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید ؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید ؛

به بزرگان خود احترام ، و بر کوچک هایتان ترحّم ، و به بستگانتان نیکى کنید ؛ زبانتان را نگه دارید ؛ چشم هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست ، بپوشانید ؛

گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست ، فرو بندید ؛ به یتیمان مردم ، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند ؛

از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید ؛ در هنگام نمازها ، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید ، که آن هنگام (وقت نماز) ، برترینِ ساعت هاست

و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند ، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند ، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند ، اجابتشان مى کند .

اى مردم! جان هاى شما در گرو کارهاى شماست ، پس با آمرزش خواهى خود ، آنها را آزاد سازید ؛ و پشت هاى شما از بار گناهانتان سنگین است ،

پس با طول دادن سجده هاى خود ، آنها را سبک کنید ، و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود ،

سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان (براى حساب )مى ایستند ،

آنان را با آتش ، هراسان نمى سازد .

اى مردم ! هر که از شما در این ماه ، روزه دارى را افطار دهد ، پاداش او براى آن ، نزد خدا ، آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست .

پس گفتند : اى پیامبر خدا(صلی الله وعلیه وآله وسلم ) ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم!

پیامبر (صلى الله علیه و آله وسلم) فرمود : خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک دانه خرما ؛ مخود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک جرعه آب .

اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه ، نیکو سازد ، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود ، در آن روز که گام ها بر صراط مى لغزد ؛

و هر کس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد ، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت ؛ و هر کس در این ماه ، شرّ خود را (از دیگران) باز دارد ،

خداوند در روز دیدارش ، غضب خویش را از او باز خواهد داشت ؛ و هر که در این ماه ، یتیمى را گرامى بدارد ، در روز دیدار ، خداوند ، گرامى اش خواهد داشت ؛

و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند ، در روز دیدار ، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد ؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد ، خداوند در روز دیدار ،

رحمتش را از او قطع خواهد نمود ؛ و هر کس در آن ، نماز مستحبّى بخواند ، براى او دورى از آتش ، نوشته مى شود ؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند ،

پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه هاى دیگر ، ادا کرده است ؛

و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد ، خداوند در روزى که وزنه اعمال ، سبک مى شود ، وزنه اعمال او را بیفزاید ؛

و هر کس در آن ، آیه اى از قرآن تلاوت کند ، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر ، ختم قرآن کرده است .

اى مردم! در این ماه ، درهاى بهشت ، بازند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد ؛

و درهاى دوزخ ، بسته اند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید ؛ و شیطان ها در بندند .

پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد .

من امام علی(عیه السلام)  برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا(صلی الله وعلیه وآله وسلم) برترینِ کارها در این ماه چیست؟

فرمود : اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ، پرهیز از حرام هاى الهى است . سپس گریست .

گفتم : اى پیامبر خدا(صلی الله وعلیه وآله وسلم) ! سبب گریه شما چیست؟

فرمود : اى على! بر این مى گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ،

که نگون بخت ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت ، رنگین مى شود .

گفتم : اى پیامبر (صلی الله وعلیه وآله وسلم) خدا! آیا در آن حالت ، دین م سالم است؟

فرمود : دینت ، سالم است .

سپس فرمود : اى على(علیه السلام) ! هر کس تو را بکشد ، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید ،

مرا ناسزا گفته است ؛ چرا که تو از من هستى ، همچون جان من . روح تو ، از روح من است و سرشت تو ، از سرشت من .

خداى متعال ، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى ، و تو را براى امامت ، انتخاب کرد .

هر کس امامت تو را انکار کند ، نبوّت مرا انکار کرده است .

اى على! تو وصىّ من ، پدر فرزندان من ، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى ، در حال حیاتم و پس از مرگم

فرمان تو ، فرمان من است و نهى تو ، نهى من است . سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد ،

تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش

رمضان:

رَمَضان یا رَمَضان‌ُ المُبارَک نهمین ماه قمری که روزه در آن بر مسلمانان واجب است. این ماه را بهترین زمان برای نزدیک‌ شدن انسان به خداوند دانسته‌اند. عبادت و روزه‌داری در ماه رمضان را بخشی از هویت مسلمانان در جهان امروز برشمرده‌اند.

ماه رمضان، بنا به گفته پیامبر اسلام و اهل‌بیت(علیه السلام)، ماه میهمانی خدا است که درهای آسمان در آن گشوده شده و ارزش نماز در آن، چند برابر نماز در ماه‌های دیگر است. قرآن و برخی دیگر از کتاب‌های آسمانی، در این ماه نازل شده است.

این ماه تنها ماهی است که نام آن در قرآن آمده است. این ماه، نزد مسلمانان احترام و جایگاه ویژه‌ای دارد. از مهم‌ترین عبادت‌ های این ماه، تلاوت قرآن، اِحیای شبهای قدر، دعا، استغفار، افطاری‌دادن و کمک به نیازمندان است. حضرت علی (علیه السلام)، نخستین امام شیعیان در بیست و یکم ماه رمضان به شهادت رسیده است.

واژه رمضان:

رمضان مشتق از رَمَض به معنای شدّت حرارت، و حرارت سنگ، بر اثر شدّت حرارت خورشید آمده‌است نهمین ماه قمری است که گرفتن روزه در آن بر عموم مسلمانان واجب است.

قرآن کریم و برخی دیگر از کتاب‌های آسمانی در این ماه بر پیامبران نازل شده‌اند. کلمه رمضان، یکی از اسماء الهی است. ماه مبارک رمضان نمادی از هویت دینی جامعه اسلامی شمرده شده است.

واژه رمضان یک بار در قرآن ذکر شده و تنها ماهی است که نامش در قرآن آمده است:

فضائل ماه رمضان

پیامبر اکرم(صلی الله وعلیه وآله وسلم) در خطبه شعبانیه فضایلی را برای این ماه بر شمردند از جمله این که مردم در آن ماه به مهمانی خدا دعوت شده‌اند. شب قدر در این ماه و بهتر از هزار ماه است. احیا و نمازگزاردن در یک شب از شب‌ های آن برابر با نماز هفتاد شب در ماه‌ های دیگر است. ماه صبر است و پاداش صبر بهشت خداست. ماه همدردی است. ماهی است که روزی بندگان مؤمن افزون می‌شود. پاداش آنکه در این ماه مؤمنی را افطار دهد، برابر با آزادکردن بنده است. هم چنین ایشان، این ماه را ماهی می دانند که اگر ارزش آن شناخته شود انسان آرزو می‌کند تمام سال رمضان باشد؛ طبق سخن پیامبر(صلی الله وعلیه وآله و سلم)، ماه رمضان، ماه بسته‌شدن درهای جهنم، ماه گشوده‌شدن درهای بهشت و ماه به زنجیر کشیده شدن شیاطین است.

علاوه بر سخنان پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)، در روایات متعددی از معصومین(علیه السلام)، فضایل بسیاری برای این ماه نقل شده است. برخی از این اوصاف عبارت‌اند از:

ماه مغفرتی که اگر بنده‌ای در آن بخشیده نشود امیدی به آمرزش او در سایر ماه‌ها نیست؛

- ماه خدا

- ماه رحمت و بخشایش الهی

- ماه سوختن گناهان

- ماه گشوده شدن درهای آسمان

- ماه مضاعف شدن پاداش‌ها

- بهار قرآن

بر اساس حدیثی از امام صادق(علیه السلام)، خوش اخلاقی در این ماه باعث ثبات قدم شخص بر روی پل صراط خواهد شد.

اعمال ماه رمضان:

- روزه

روزه (اسلام)

مهمترین پرهیز این ماه روزه داری، است. روزه داران از اذان صبح تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن خودداری می‌کنند البته لزومی ندارد افراد بیمار روزه بگیرند. برخی اعمال روزه داری در قرآن طی آیه‌های ۱۸۳ الی ۱۸۸ سوره بقره اشاره شده‌است.

- تلاوت قرآن

روایت اول: در کتاب بحارالانوار از جعفرصادق (علیه السلام) و او از پیامبر اسلام (صلی الله وعلیه وآله وسلم)روایت کرده‌است که گفته‌است: ماه رمضان ماه خدای عزوجل می‌باشد، و آن ماهی است که خداوند کارهای نیک را در آن دو چندان کند و بدی‌ها را در آن محو سازد، ماه برکت، و ماه انابه و بازگشت، و ماه توبه و ماه آمرزش و ماه آزادی از آتش دوزخ، و کامیاب شدن به بهشت است. هان که در این ماه از هر حرامی خودداری کنید، و تلاوت قرآن را زیاد کنید؛ و حاجات خود را بخواهید، و به یاد پروردگارتان سرگرم باشید، و ماه رمضان نزد شما نباید همانند ماه‌های دیگر باشد، چرا که برای این ماه در پیشگاه خداوند حرمت و برتری بر دیگر ماه‌ها است، و نباید در ماه رمضان روز روزه شما مانند روز غیر روزه شما باشد.

روایت دوم: شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار و آمالی به سندش از جعفر صادق (علیه السلام)روایت کرده که گفته‌است: هر چیزی را بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است .

روایت سوم: و از مجالس شیخ از جعفر صادق روایت شده که گفته‌است: براستی که در کتاب خدا ماه‌ها نزد خدا دوازده ماه است. روزی که خداوند آسمانها و زمین را آفرید، پس نور و روشنی ماه ‌ها ماه رمضان است، و قلب ماه رمضان شب قدر است، و قرآن در شب اول ماه رمضان نازل گشته، پس با قرآن از این ماه استقبال کن .

رمضان در قرآن

سوره بقره آیه ۱۸۵: ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده‌است. (قرآن کتابی است که) هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حق از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد؛ و آنکس که بیمار یا در سفر باشد، روزهای دیگری را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و برای شما دشواری نمی‌خواهد (این قضای روزه) برای آن است که شماره مقرر روزها را تکمیل کنید و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، به بزرگی یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید.

رمضان در احادیث

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهی است که خداوند در آن حسنات را می‌افزاید و گناهان را پاک می‌کند و آن ماه برکت است.

هر کس یک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا می‌شود.

رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت است و میانه اش مغفرت و پایانش آزادی از آتش جهنم.

درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می‌شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

اگر بنده خدا می‌دانست که در ماه رمضان چیست چه برکتی وجود دارد دوست می‌داشت که تمام سال، رمضان باشد.

هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است

ماه رمضان در ملل مختلف

فرهنگ ‌ها و زیست‌گاه‌های مختلف، سبب شکل‌گیری سنت‌های عرفی و قومی متنوع، مخصوص ماه رمضان شد. این سنت‌ها شامل مهمانی‌ها، مراسمات جمعی، پخت انواع شیرینی‌ها و غذاها، تزئینات، نمادهای متفاوت، برگزار کردن انواع مسابقات فرهنگی و ورزشی و ... است. همچنین جشنهای گلریزان جهت آزادی زندانیان غیر عمد سالیانیست که در این ماه مبارک مرسوم شده است

نزول قرآن

نزول را به معنای فرود آمدن چیزی از بالا به پایین تعریف کرده و مراد از نزول قرآن را فرستادن آیات قرآن توسط وحی بر پیامبر اسلام(صلی الله وعلیه وآله وسلم)دانسته‌اند.

استفاده از واژه نزول به معانی لغوی یا مادی آن را درباره قرآن صحیح نمی‌دانند؛ زیرا قرآن جسم نیست که از مکانی بالا به مکانی پایین‌تر حرکت کند، بلکه مبدا نزول آن مقام قدس ربوبی است که منزه از مکان و جسم است و محل نزول آن هم طبق آیه ۱۹۴ سوره شعراء عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِ‌ينَ قلب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)بوده است؛طبق این نظر مراد از نزول قرآن، ظهور وحی بر پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) است و چون آن حضرت وحی را از جانب خداوند دریافت می‌کرده، طبق عرف اهل زبان به نزول تعبیر شده استدر آیات قرآن از واژه‌ هایی مانند انزلنا، نزلنا، اوحینا، سنلقی، سنقرؤک، نتلوها و رتلناه برای اشاره به نزول قرآن استفاده شده است. مفسران ذیل آیاتی که به مسئله نزول قرآن پرداخته، مواردی از جمله غفلت‌زدایی، تبیین حق از باطل، تفکر، شفابخشی، تقوا، داوری به حق، حاکمیت قوانین خدا، برپایی جامعه عادلانه و بیرون بردن مردم از تاریکی‌ها به سوی نور را به عنوان اهداف نزول قرآن شناسایی کرده‌اند.

صعود ملکوتی روح پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)از عالم ظاهر به عالم باطن و نزول فرشته حامل وحی از عالم باطن به عالم ظاهر با تبدیل به حالت بشری، دو نوع ارتباط پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)با عالم قدس ربوبی جهت دریافت قرآن است. درباره همزمانی نزول قرآن با بعثت حضرت محمد(صلی الله وعلیه وآله وسلم)یا تأخیر نزول قرآن از ابتدای بعثت چند دیدگاه ارائه شده که تاخیر سه ساله نزول قرآن از زمان بعثت و همزمانی بعثت و نزول قرآن در ماه رمضان از جمله این دیدگاه‌ها است.

حالات پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) هنگام نزول قرآن

هنگام نزول قرآن حالت‌های خاصی بر رسول خدا(صلی الله وعلیه وآله وسلم)ایجاد می‌شد؛ چنانچه در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است وقتی قرآن بر پیامبر (صلی الله وعلیه وآله وسلم) نازل می‌شد اگر جبرئیل واسطه بود، آن حضرت می‌فرمود: این جبرئیل است که چنین می‌گوید و اگروحی مستقیم از سوی خدا بر آن حضرت نازل می‌گشت به دلیل سنگینی وحی، حالت بی ‌هوشی بر پیامبر عارض می‌شد.

نزول تدریجی و دفعی

مفسران و اندیشمندانی چون علامه طباطبایی ، و علامه جوادی آملی

بر این باورند که قرآن در دو مرحله دفعی و تدریجی نازل شده است؛ بر اساس این نظر نزول قرآن به صورت ظاهری و در قالب الفاظ به واسطه جبرئیل در طول مدت نبوت پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) صورت گرفته است، ولی قبل از این مرحله حقیقت، باطن و تأویل قرآن و به عبارتی ام‌الکتاب بدون واسطه از سوی خداوند بر قلب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به باور علامه جوادی آملی دریافت باطن و تأویل قرآن برای پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بدون ترقی به عالم غیب ممکن نیست و نزول دفعی قرآن جنبه‌ای فوق نزول تدریجی دارد.

حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها)

 (متوفای دهم بعثت)، دختر خویلد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بود، که جناب قصی، جد چهارم پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌باشد نخستین همسر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، مادر حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد و مسلمان شد. حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) با چند واسطه دختر عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و از جهت ریشه خاندانی با ایشان متحد بودند.

خدیجه پس از ازدواج با پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) همیشه یاری همراه و کمک‌کاری همدل برای پیامبر (صلی الله وعلیه وآله وسلم) بود، گواه بر این‌مطلب عملکرد و اقداماتی بود که خدیجه در این راستا انجام داد. تاثیر حمایت‌های مالی خدیجه به حدی بود که پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) ، بعدها آن را ستود و فرمود: هیچ ثروتی به‌اندازه ثروت خدیجه برایم سودمند نبود. در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)  و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است. از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است.

در شماره و ترتیب فرزندان خدیجه از پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) ، اختلاف‌نظر وجود دارد. از لقب‌های حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم)، طاهره، سیدة النساء القریش، مبارکه، صدیقه، زکیه، راضیه، مرضیه، کبری و هم چنین ام الیتامی و ام المؤمنین را می‌توان نام برد. حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم)، در ۶۵ سالگی در رمضان سال دهم بعثت  بعد از وفات حضرت ابوطالب درگذشت و در قبرستان حَجون به خاک سپرده شد. این مصیبت چنان بر پیامبر (صلی الله وعلیه وآله وسلم) گران آمد که فرمود: این روزها، بر این امت دو مصیبت وارد شده که نمی‌دانم به کدامیک از آن دو بی‌تاب ترم، از این رو آن سال عام الحزن نامیده شد.

آشنایی و ازدواج با پیامبر

در چگونگی همکاری و آشنایی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با خدیجه، اختلاف هست. برخی آغاز روابط تجاری خدیجه و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به توصیه و سفارش ابوطالب دانسته‌اند.

اما در خبری از ابن اسحاق آمده است که خدیجه از امانت‌داری و درستکاری حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خبر داشت و چون تصمیم گرفته بود مال فراوانی را به تجارت اختصاص دهد، از او خواست تا به کاروانش بپیوندد و بیش از دیگران مزد بگیرد. حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حداکثر پنج سفر تجاری، چهار سفر به یمن و یک سفر به شام، برای خدیجه انجام داد. مهمترین آن‌ها، که به ازدواج آن دو منجر گردید، سفر تجاری شام بود و به دلیل اهمیتش اکثر منابع، تنها به ذکر آن سفر پرداخته و آن را ابتدای همکاری حضرت با خدیجه دانسته‌اند.

القاب

از برجسته‌ترین لقب‌های حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم)، واژه طاهره یا پاک‌ منش است؛ چرا که آن حضرت با آنکه در میان ناز و نعمت و اعتبار خانوادگی زندگی می‌کرد، اما این امکانات هرگز نتوانست آن جوان پاک‌منش را دست‌خوش غفلت و یا مستی کند. او با آنکه قبل از آشنایی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مدیریت یک سازمان بزرگ اقتصادی را برعهده داشت و ده‌ ها مرد در تشکیلات او بودند، مگر به قدر ضرورت با آنان برخورد نمی‌کرد و دامان عفاف را حفظ می‌کرد. در شب‌نشینی‌های گناه آلود اشراف شرکت نکرده و خود را آلوده نمی‌ساخت و به هیچ‌وجه روش منحط جامعه را نمی‌پذیرفت و ذره‌ای به رسوم رایج دل نمی‌داد. هرگاه زنی یا دختری به دنبال کمال و معنویت بود، به‌سرای او می‌شتافت و از وی درس می‌آموخت. یکی از دانشمندان اهل‌سنت در مورد حضرت خدیجه می‌نویسد: و کانت تدعی فی الجاهلیة بالطاهرة لشدة عفافها، خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در روزگار تیره و تار جاهلیت به خاطر پروا و معنویت بسیارش، پاک روش و پاک منشی طاهره خوانده می‌شد.

از القاب دیگر آن حضرت "سیدة النساء القریش" (سرور زنان قریش)؛ "مبارکه" (بانوی پر برکت)؛ سرور زنان عالم؛ "صدیقه" (بانوی راستی و درستی)؛ زکیه (پاک و بالنده از نظر جسم، روح و‌ اندیشه)، راضیه (خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه‌ی خدا)، مرضیه (انسان شایسته‌ای که خدا از او خشنود است)، کبری (بانوی ارجمند و بلند پایه) و هم چنین "ام الیتامی" و "ام المؤمنین" را می‌توان نام برد.

نخستین زن مسلمان

خدیجه نخستین کسی بود که به خدا و رسولش ایمان آورد و آنچه را که رسول خدا آورده بود، تصدیق نمود. پس پروردگار به جهت ایمان وی، از رسولش بار‌ اندوه را سبک کرد. هنگامی که پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) از اعماق دل با خدیجه صحبت می‌کرد، خدیجه از‌ اندوه او می‌کاست و او را تصدیق می‌کرد و کار مردم را بر او آسان می‌شمرد.

فضائل

در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است. از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است.

بنابر حدیثی از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در تفسیر آیه ۴۲ سوره آل عمران خطاب به امام علی (علیه‌السلام)، خدیجه یکی از چهار زن برتر دنیا بوده است.

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را یکی از بهترین زنان جهان معرفی فرموده و در وصفش فرمودند: خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در زیبایی یکی از نیکوترین زنان و در خردورزی از کامل‌ترین زنان و در فرزانگی از داناترین زنان بود. او عفیف‌ترین، متدین‌ترین، باحیاترین، با شخصیت‌ترین و برازنده‌ترین زنان بود. سخنان صریح پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خوبی از موقعیت ممتاز خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در نزد ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و شخصیت‌ والای او در مقایسه با دیگر زنان خبر می‌دهد.

ابوطالب نیز از خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) بعنوان بانویی کامل و پر میمنت و فاضل یاد کرده ساحتش را از هرگونه ننگ و عیب بری می‌دانست.

ذهبی هم خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) را چنین می‌ستاید: خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) از حیث کمال از کامل‌ترین زنان بود او عاقله، جلیله، کریمه و از اهل بهشت بود رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را ثنا گفت و بر دیگر زنانش تفضیل داد و در بزرگداشتش بسیاری سخنان فرمود.

از عظمت روحی این بانو همین بس که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده که جبرئیل بر من نازل شد و گفت هم‌اکنون خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) با ظرفی از غذا و نوشیدنی بر تو وارد می‌شود، پس هر گاه آمد سلام خدا و من را به او برسان.

از عایشه روایت شده است که رسول خدا(صلی الله وعلیه وآله وسلم) هرگاه گوسفندی قربانی می‌کرد از گوشت آن برای دوستان خدیجه می‌فرستاد. همچنین آورده‌اند که پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم) خطاب به امام علی (علیه‌السلام )فرمود: تو همسری چون فاطمه داری که من چنان همسری ندارم، تو مادرزنی چون خدیجه داری که من چنان مادرزنی ندارم.

عایشه بارها گفته بود: به هیچ‌یک از زنان پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)  به‌اندازه خدیجه حسادت نورزیدم در حالی‌که هرگز او را ندیده بودم و این به ‌سبب یادآوری بیش از حد او توسط پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)  بود.

شب قدر

یکی از الطاف و موهبت‌های ویژۀ خداوند در ماه رمضان شب قدر است. چنانکه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرموده‌اند: خداوند از روزها، جمعه و از ماهها، ماه رمضان و از شبها، شب قدر را برای خود اختیار کرده است

معانی قدر

قدر به معنای اندازه و مقدار است. همانطور که در قرآن کریم آمده است: قد جعل الله لکل شیء قدرا، خداوند برای هر چیزی اندازه‌ای تعیین کرده است. شب قدر یعنی شب بزرگ و با عظمت؛ در قرآن کریم قدر به معنی منزلت و بزرگی خدا است.

ما قدروا الله حق قدره؛ آنان عظمت خدا را نشناختند.

عظمت و اهمیت شب قدر

در مورد اهمیت شب قدر همین قدر بس که خداوند سوره‌ای در خصوص این شب نازل فرموده و در این سوره خطاب به پیامبرش می‌فرماید: وما ادریک ما لیلة القدر؛ و تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟

آنگاه خداوند بدون فاصله به عظمت و بزرگی آن شب اشاره کرده و می‌فرماید: لیلة القدر خیر من الف شهر؛ شب قدر از هزار ماه بهتر است.

این نوع تعبیر نشانۀ عظمت، منزلت و اهمیت شب قدر است که نشان می‌دهد، حتی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قبل از نزول این آیات به آن واقف نبوده است.

شخصی خدمت امام باقر (علیه‌السّلام) عرض کرد: مراد از اینکه شب قدر بهتر از هزار ماه است، چیست؟ ایشان فرمودند:

والعمل الصالح فیها من الصلوة والزکاة وانواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها لیلة القدر کار شایسته‌ای مانند نماز، زکات و انواع خوبی‌ها در آن شب برتر از هر کار شایسته‌ای است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نیست انجام شود.

آنگونه که از آیات و روایات برمی آید، این شب شبی عزیز و مقدس است که در آن تمامی قرآن یکجا بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نازل شد. شبی که ملائکه و روح به اذن پروردگار برای تقدیر هر کاری نازل می‌شوند. شب قدر شب سلام و رحمت است. شبی است مملو از سلامتی توام با رحمت، درود و ایمنی. امام سجاد (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: شب قدر شب سلام و درود فرشتگان است، شبی که برکت و خیر آن تا دمیدن صبح برای بندگان مخلص او پیوسته و برقرار است

آداب شب قدر

امور ذيل در شب قدر مستحب است: غسل كردن در آغاز شبهاى نوزده، بيست و يك و بيست و سوم و نيز در آخر شب بيست و سوم؛ احیا و شب زنده داری به عبادت، بسيار دعا كردن

و بسيار تلاوت كردن قرآن؛ زیارت امام حسین (علیه السّلام). خواندن سوره ‌هاى عنکبوت و روم و هزار بار سوره قدر در شب بيست و سوم.

از اعمال و دعاهای مخصوص این شب می‌توان به اختصار به موارد زیر اشاره کرد:

۱- غسل کردن به نیت تقرب به درگاه الهی و برای انجام عبادت؛

۲- احیاء و شب زنده داری با عبادت، دعا و توسل؛

۳- تلاوت قرآن و تفکر و تدبر در معانی آن به هر مقدار ممکن و سفارش بر خواندن سوره‌های روم، عنکبوت، یس و دخان؛

۴- توبه و استغفار فراوان؛

۵- خواندن ادعیه وارده همچون جوشن کبیر؛

۶- خواندن نمازهای وارده بالاخص نماز قضا؛

۷- صدقه دادن؛

۸- قرآن بر سر گرفتن و توسل و تمسک به اهل بیت (علیه‌السّلام)

تعیین شب قدر

در تعیین شب قدر پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمایند: التمسوها فی العشر الاواخر من شهر رمضان شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان جستجو کنید.

همچنین از امام باقر (علیه‌السّلام) آمده است: همانا علی (علیه‌السّلام) شب قدر را در شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم می‌جست

طبق روایات فراوانی که در منابع شیعی آمده است، شب‌ های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ما ه مبارک رمضان، شبهای قدر معرفی شده‌اند. بنابر روایت "ابن ابی الحدید" وقتی درباره تعیین شب قدر از امیرالمؤمنین(علیه السلام) سؤال می‌شود، آن حضرت از مشخص کردن آن طفره می‌رود و می‌فرماید: لست اشک الله انما یسترها عنکم نظرا لکم لانکم لو اعلمکموها عملتم فیها وترکتم غیرها وارجو لاتخطئکم ان شاء الله در این جهت تردید ندارم که خداوند جهت مخفی داشتن شب قدر برای شما نظر و عنایت دارد؛ زیرا اگر آنرا برای شما اعلام داشته بود، در همان شب به عبادت می‌ پرداختید و در شبهای دیگر عبادت را ترک می‌نمودید و من هم به خواست خدا در مورد بهره برداری شما از شبهای دیگر امیدوارم شما را محروم نگردانم.

البته با اینکه خداوند و رسولش (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ائمه اطهار (علیه‌السّلام) برای زنده نگه داشتن روح امید و اهمیت اطاعت و بندگی سعی در مخفی داشتن شب قدر داشته‌اند، ولی آنطور که از احادیث استنباط می‌شود، احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم بیشتر است.

زندگی حضرت علی و ماجرای شهادت حضرت علی(علیه السلام)

یکی از بزرگترین حوادث تاریخ مسلمانان که در راه تغییر مسیر اسلام روی داد ، شهادت حضرت علی (علیه السّلام) بود.با شهادت آن بزرگوار، اسلام تنها نگهبان دلسوز و یگانه حامی واقعی خود را از دست داد و مسلمانان از برکت وجود پیشوایی محبوب، زمامداری عادل، امامی عالم، رهبری رؤوف و مهربان محروم شدند، و امواج بلایا و فتنه ها از هر سو آنها را احاطه کرد.

ضربت ابن ملجم مرادی ضربتی بود که بر پیکر اسلام، عدالت، حرّیّت و فضیلت و بر پیکر تمام اهداف عالی انسانی وارد شد.

 بیست و یکم ماه رمضان مصادف است با سالروز شهادت ابرمردی که برای آمدنش خانه خدا شکافت و برای رفتن این اولین عاشق اسلام، فرق مبارکش را براساس کینه و عداوت شکافتند تا اولین شهید محراب شود و در بهترین لحظه و مکان بر روی زمین دعوت حق را لبیک گوید.

 شهادت حضرت علی (علیه السلام)

 زمانی که "فزت و رب الکعبه" را بر زبان جاری کرد گویی عالمی را در غم فرو برد به مناسبت این حادثه بسیار ناگوار و مصیبت جانکاه و برای آشنایی با ارزش تعالیم نجات بخش اسلام و مفاهیم تشیّع به بخشی از زندگی نامه بی نظیر حضرت علی (علیه السّلام) اشاره می کنیم.

 پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنابراین علی (علیه السلام) از هر دو طرف هاشمی نسب است. امام علی(علیه السلام) در روز جمعه 13 رجب سال سی ‏ام عام الفیل و در خانه ی خدا متولد شدند. هنگام شهادت سن شریف حضرت علی (علیه السلام )63 سال و مدت امامتش نزدیک 30 سال و دوران خلافت ظاهریش نیز در حدود پنج سال بود.

 علی (علیه السلام) امام معصوم و انسان کاملی است که تمام رفتار و سخنان و تأییدات او برای ما حجّت و اعتبار دارد او قرآن ناطق و امام مبینی است که هیچ کس قدرش را نداست تا زمانی که در مسجد و محراب به خون غلتید، او به هنگام خشم بر دشمنان خدا قاطع ولی در مقابل کودک یتیم آن قدر متواضع و مهربان بود که در برابر طفل یتیم روی خاک می نشست، دست مرحمت بر سر او گذاشته و آه می‏ کشید و می‏ فرمود:بر هیچ چیزی مثل کودکان یتیم آه نکشیده ام.

 ابوالحسن، ابوالحسین، ابوتراب، ابو السبطین و الریحانتین از کنیه های امام علی(علیه السلام) است.

 امیرالمؤمنین، سیّد الوصیین، سیّد المسلمین، سیّد الأوصیاء، سیّد العرب، خلیفة رسول الله، امام المتّقین، یعسوب المؤمنین، صهر رسول الله، حیدر، مرتضی و وصی از جمله القاب آن حضرت است.

 حضرت علی (علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر(صلی الله وعلیه وآله وسلم)

 پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله وعلیه وآله وسلم) به علت شرایط خاصی که بوجود آمده بود، حضرت علی (علیه السلام) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختیار کرد.

 نه در جهادی شرکت می کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن می گفت. شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی و سازندگی افراد می پرداخت.

 فعالیت های امام (علیه السلام) در این دوران به طور خلاصه اینگونه است:

 عبادت خدا آن هم در شأن حضرت علی (علیه السلام).

 تفسیر قرآن و حل مسائل دینی و فتوای حکم حوادثی که در طول 23 سال زندگی پیامبر (صلی الله وعلیه وآله وسلم) مشابه نداشت.

 پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل و شهرهای دیگر.

 بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت.

 حل مسائل هنگامی که دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد.

 تربیت و پرورش گروهی که از ضمیر پاک و روح آماده، برای سیر و سلوک برخوردار هستند.

 کار و کوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان تا آنجا که با دست خویش باغ احداث می کرد و قنات استخراج می نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف می کرد.

 شهادت حضرت علی(علیه السلام)

 بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی، و برک بن عبدالله تمیمی و عمروبن بکر تمیمی در یکی از شب ها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزی ها و جنگ ها ی داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزی و برادرکشی حضرت علی (علیه السلام) و معاویه و عمروعاص است و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند، مسلمانان تکلیف خود را خواهند دانست. سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکی از سه نفر گردد.

 ابن ملجم متعهد قتل امام علی (علیه السلام) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند. آن شب حضرت علی (علیه السلام) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند، وقتی موضوع را با دخترش در میان نهاد، ام کلثوم گفت: فردا جعده را به مسجد بفرستید. حضرت علی (علیه السلام) فرمود:از قضای الهی نمی توان گریخت. آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می کرد عازم مسجد شد.

 کمر خود را برای مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهد کرد و از مرگ، آنگاه که به سرای تو درآید، جزع و فریاد مکن.

 ابن ملجم، در حالی که حضرت علی ( علیه السلام ) در سجده بودند، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت. خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد.

 در این حال آن حضرت فرمود:" فزت و رب الکعبه " به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آیه 55 سوره طه را تلاوت فرمود:"شما را از خاک آفریدیم و در آن بازتان می گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم."

 آخرین وصایای حضرت علی(علیه السلام) به فرزندانش

 حضرت علی (علیه السلام) در واپسین لحظات زندگی نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود:

 شما را به پرهیزکاری سفارش می کنم و به اینکه کارهای خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید. نماز را بسیار گرامی بدارید که ستون دین شماست.

 یتیمان را فراموش نکنید، حقوق همسایگان را مراعات کنید. قرآن را برنامه عملی خود قرار دهید

ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

نیمه ماه مبارک رمضان بنا بر مشهور ، روز میلاد مسعود امام حسن مجتبی (علیه السلام ) سبط اکبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) سرور جوانان اهل بهشت است .

بعد از آن که آن حضرت متولد شد ، امیرالمؤمنین (علیه السلام) او را نزد حضرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) برد ، آن حضرت زبان مبارک خود را در دهان او نهاد ، و او شروع به مکیدن زبان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نمود ، سپس رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله وسلم)پرسید آیا برای او نامی نهاده اید ؟ امیر مؤمنان (علیه السلام)عرض کرد : بر شما در نام او سبقت نمی گیرم آن حضرت نیز فرمود : من هم بر پروردگار خود سبقت نمی گیرم . پس خداوند متعال جبرئیل را نازل کرد و فرمود : از برای محمد(صلی الله وعلیه وآله وسلم) پسری متولد شده ، سلام مرا به او برسان و تهنیت و مبارک باد بگوی و بگو که علی نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی ، پس او را به اسم پسر هارون نام گذاری نما ... و اسم پسر هارون به زبان عربی حسن است .

به اعتراف شیعه و سنی اویکی ازپنج نفری است حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ، حضرت علی(علیه السلام) ، حضرت فاطمه(سلام الله علیه)  ، حضرت امام حسن ، حضرت امام حسین (علیهم السلام) که آیه شریفه تطهیر در شأن آنان نازل شد.

او کسی است که خداوند عالم هر رجس و پلیدی را از روح او زدود و قلبش را به طهارتی مطهر فرمود که خزینه اسرارکتاب او باشد .

همچنین شیعه و سنی روایت نمودند که خداوند به وسیله امام حسن مجتبی(علیه السلام) و برادرش امام حسین (علیهما السلام) بهشت را زینت نموده است .

هنگام وضو بندهای بدن آن حضرت می لرزید و رنگش زرد می گشت ، از آن حضرت سؤال(صلی الله وعلیه وآله وسلم) شد ، فرمود : حق است بر هر کس که نزد پروردگار عرش بایستد ، که رنگ او زرد شود و بندهای بدنش بلرزد.

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) از پدر خود از امام زین العابدین (علیه السلام) روایت می فرماید : که حسن بن علی (علیه السلام) عابدترین اهل زمان خود بود ، زاهدترین و فاضل ترین آنان بود ، اگر حج می نمود پیاده و گاه پا برهنه می رفت ، و هر گاه مرگ را به خاطر می آورد گریه می نمود ، و اگر قبررا به یاد می آورد می گریست ، واگربرانگیختن قیامت را به یاد می آورد ، می گریست و اگر عرض بر خداوند تعالی را به یاد می آورد غش می کرد ، و اگر به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید ،و اگربهشت و دوزخ را به یاد می آورد همچون مار گزیده مضطرب می شد و از خدا بهشت را مسألت می نمود و از آتش دوزخ به خدا پناه میبرد و از قرآن آیه یا ایها الذین آمنوا نمی خواند مگر این که می گفت : لبیک اللهم لبیک، و در هیچ حالی از احوالش دیده نمی شد مگر این که ذاکر خداوند سبحان بود و زبانش راستگوترین مردم و پیامش فصیح ترین آنان بود .

حلم آن حضرت همچون آفتاب برای دوست و دشمن آشکار است ، از جمله چنین نقل کرده اند :

معاویه ، مروان را عامل مدینه کرد ، و او هر جمعه بر منبر به امیرالمؤمنین (علیه السلام) ناسزا می گفت ، چون امام (علیه السلام) از دنیا رفت ، زیر جنازه آن حضرت گریه می کرد . امام حسین (علیه السلام) رفتار او را در حیات آن حضرت به او تذکر داد که چه مصیبت ها که بر او وارد کردی ، گفت : با کسی آن رفتار را کردم که حلم او از کوه سنگین تر بود .کسی که دشمن ، بردباری او را این چنین بستاید ، و ابر عداوت ، حجاب آفتاب کمالات او نشود و دشمن بر او اشک بریزد ، جا دارد که چشم روزگار بر او خون گریه کند .

از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده است که : هر کس بر او حسن گریه کند ، چشمش کور نشود در روزی که چشم ها کور می شود ؛ و هر کس بر او محزون شود ، قلب او محزون نشود در روزی که قلب ها محزون می شود ؛ و هر کس او را در بقیع زیارت کند قدمش بر صراط نمی لرزد ، روزی که قدم ها در آن روز می لرزد.

شایسته است کسانی که به زیارت حرم مطهر ائمه بقیع (علیهم السلام) مشرف می شوند همراه با خضوع و خشوع و با پای برهنه در آن مزار مقدس وارد شوند و قبر مطهر امام حسن مجتبی (علیه السلام) رادر کنار قبور مطهر سه امام دیگر زیارت کنند. صلوات الله علیهم اجمعین.

پنج حدیث از کلمات نورانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) :

ما تشاور قوم إلا هدو إلی رشدهم .

هیچ مردمی مشورت نکنند مگر این که به رشد و درستی رهبری شوند .

الخیر الذی لا شرّ فیه : الشکر مع النعمة و الصبر علی النازلة .

خیری که شر ندارد شکرهمراه با نعمت است و صبر بر مصیبت و ناگواری

وسئل عن المروة ؟ فقال : شحّ الرجل علی دینه ، و اصلاحه ماله، و قیامه بالحقوق

از حضرت سؤال( صلی الله وعلیه وآله وسلم) شد مروت چیست ؟ فرمود : دریغ کردن شخص بر دینش مواظبت بر دینش و اصلاح نمودن مالش ، و برپاداشتن حقوقش .

الفرصة سریعة الفوت ، بطیئة العود .

فرصت به سرعت فوت می شود ، و به کندی بر می گردد.

علیکم بالفکر فإنه حیاة قلب البصیر و مفاتیح أبواب الحکمة .

تفکر نمائید که فکر ، حیات قلب شخص با بصیرت است و کلید درهای حکمت .