جنگ رمضان، تنها جنگ تمدنی دوران مدرن است که در آن تمدن اسلامی در برابر تمدن سکولار قرار گرفته است.
انقلابی که در سال ۱۳۵۷ در کشور ما رخ داد، امروز تمام منطقه و جهان را تحت الشعاع خود قرار داده و در حال صدور لایه های تمدنی خود است تا به فضل الهی، طبق فرمایشات رهبر شهیدمان(قدّس الله نفسه الزکیه)، به سمت تمدن نوین اسلامی حرکت کند.
امروز پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، نشست صد و بیست و چهارم از سلسله مباحث «جهاد تبیین» و چهارمین جلسه از موضوع «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان»، با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین دکتر کلانتری؛ تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ علیه السّلام، دکتر سیّد سعید موسوی اصل؛ عضو هیأت علمی و استادیار حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه شیراز و دکتر منصور کنعانی؛ عضو هیات علمی دانشگاه شیراز و رایزن علمی سابق ایران در اروپا، در سالن شهید آیت الله دستغیب حرم مطهر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل آستان مقدس، دکتر موسویاصل در این نشست اظهار کرد: جنگ رمضان به عنوان یک جنگ تمدنی مطرح میشود ولی این که دقیقاً معنای این جنگ تمدنی چیست و آیا کسانی که از این تعبیر استفاده میکنند به معنای دقیق از آن استفاده میکنند، موضوع اصلی جلسه است.
وی ادامه داد: با توجه به این که ما تمدن را به معنای گستره جغرافیایی که فرهنگ کشورها را از مرزهای خود فراتر میبرد تلقی میکنیم؛ تمدنهای متعددی در طول تاریخ شکل گرفته است، ولی اگر به جنگ رمضان چنین نگاهی داشته باشیم که چون صرفا از گسترهی مرزهای ایران فراتر رفته و به تعبیر رهبر شهیدمان تمام جهان و کشورهای منطقه به نوعی درگیر این نبرد شده اند پس جنگ رمضان، یک جنگ تمدنی میباشد، این دلیل اصلی نیست. در ادامه توضیحاتی برای فهم دقیق این موضوع و آگاهی از مختصات یک جنگ تمدنی، ارائه میشود.
عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز، اظهار کرد: در چهارصد الی پانصد سال اخیر با یک تمدن جهانی مواجه هستیم که اصطلاحاً مدرنیته نام دارد و اگر اختلافی در آن وجود داشته، درون مرزهای تمدنی بوده است. مثلاً جنگهای جهانی در قرن بیستم جنگ هایی نبودند که یک طرف تمدن مدرن و طرف دیگر آن تمدن غیر مدرن باشد، بلکه هر دو طرفین جنگ ذیل تمدن مدرن و در مرزهای تمدنی غرب قرار داشتند. جنگ تمدنی نبردی است که تمدنهایی با لایههای چندگانه مستقل را با یکدیگر مواجه میکند.
وی لایه های فرهنگی و تمدنی را شامل سه لایه داخلی، میانی و بیرونی دانست و گفت: در لایه داخلی؛ مبانی و ارزشها قرار دارند. لایه میانی؛ علوم و دانشها را در بر میگیرد و لایه بیرونی؛ فنآوری و جنبه های کاربردی را شامل میشود.
دکتر موسویاصل به لایه های فرهنگی و تمدنی مدرنیته که بر اساس سکولاریسم بنا نهاده شده، اشاره کرد و گفت: در لایه مبانی و ارزشهای مدرنیته که لایه داخلی است؛ اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و سکولاریسم قرار دارند. در لایه علوم و دانش که لایه میانی است؛ علوم مدرنیته همچون جامعه شناسی و اقتصاد بر پایه سکولاریسم قرار دارند و در لایه فن آوری و کاربرد که لایه بیرونی است؛ تکنولوژی و جنبه های کاربردی سکولار؛ مثل بانکداری، بورس، رسانه ها، پارلمان و.. قرار دارند و متفاوت با آن چیزی است که در مردمسالاری دینی تعریف شده است.
وی تصریح کرد: در جوامع بر پایه تمدن مدرنیته که بر اساس دانشهای مبتنی بر سکولاریسم شکل گرفته است؛ اراده الهی و واقعیت غیب از زندگی حذف میشوند و اندیشمندان بر مبنای عقل خود علومی را برای مدیریت جامعه تولید میکنند.
عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز، در ادامه به توضیح لایه های فرهنگی و تمدنی اسلامی پرداخت و گفت: در لایه مبانی و ارزشها؛ خداگرایی، عقلانیت مبتنی بر وحی و عبودیت الهی قرار دارند. در لایه علوم و دانش؛ علوم و دانش های اسلامی، همچون فقه و اصول، اقتصاد اسلامی و .... قرار دارند و در لایه فنآوری و کاربرد که لایه بیرونی است؛ فن آوريها و جنبه های کاربردی اسلامی هستند، مواردی همچون سبک اقتصاد اسلامی، تربیت دینی، فرهنگ اسلامی و... .
وی اظهار کرد: یک تمدن در صورتی می تواند عنوان تمدن را به معنای واقعی کلمه یدک بکشد که شامل هر سه لایه باشد و بتواند از مبانی و ارزش ها فراتر رود، علم و دانش تولید کند و از آن علوم به جنبه های کاربردی و فنآوری ملموس برسد و سبک زندگی جدیدی را به جهان معرفی کند. در جهان سکولار غرب، از چندین قرن پیش با رخداد برخی وقایع همچون انقلاب کبیر فرانسه، چنین فرایندی آغاز شد و به سایر کشورهای اروپایی مثل انگلیس یا آلمان سرایت کرد.
عضو هیات علمی دانشگاه شیراز، گفت: همزمان با فروپاشی شوروی حداقل دو نظریه مهم در رابطه با آینده جهان مطرح شد؛ نظریه اول، «نظریه پایان تاریخ» فوکویاما است که در سال ۱۹۹۲ ارائه شد. از نگاه او همه تمدن ها در تمدن لیبرال - دموکراسی غربی هضم می شوند. از لحاظ دموکراسی و انسانی، انسان غربی و آمریکائی با همین درجه تکنولوژیک، پایان تاریخ بشر است و این فرهنگ آمریکایی است که در نهایت جهانی میشود.
در مقابل نظریه پایان تاریخ فوکویاما، «نظریه جنگ تمدنها» را ساموئل هانتینگتون در سال ۱۹۹۳ مطرح میکند. او معتقد است بر خلاف نظریه فوکویاما که میگوید همه تمدن ها در لیبرال- دموکراسی غرب هضم میشوند، هویتهای مذهبی و فرهنگهای بومی دوباره ظهور و بروز بیرونی پیدا خواهند کرد و در نتیجه آن، جنگ تمدنی صورت میگیرد. هانتینگتون معتقد بود بخصوص بعد از جنگ سرد به دلیل این نبرد تمدنی، ۹ تمدن شکل می گیرد: ۱- تمدن ارتدوکس، ۲- تمدن چین، ۳- تمدن ژاپن، ۴- تمدن هندوئیسم، ۵- تمدن غربی، ۶- تمدن بودایی، ۷- تمدن آفریقایی، ۸- تمدن آمریکای لاتین و ۹- تمدن اسلامی.
دکتر موسویاصل ادامه داد: در خصوص هشت تمدن اول، بعد از گذشت ۳۳ سال همان پیشبینی فوکویاما تا حد قابل توجهی رقم خورده است یعنی بجز تمدن اسلامی، سایر تمدنها در لیبرال- دموکراسی غرب هضم شده اند؛ مثلاً تمدن روسی(ارتدوکس) بعد از فروپاشی شوروی، از لحاظ سیستم اقتصادی، دانشهای مدرن و فناوری های جدید و سبک زندگی و رویکرد، تمدن اروپایی - آمریکایی را پذیرفته است.
وی در ادامه به برخی نکات و شاخصهها پیرامون تمدن اسلامی، اشاره کرد و گفت: ظهور اسلام در مقیاس تمدنی، با انقلاب سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاد. در این مسیر بعد از دهه ۶۰ و ۷۰، رهبر شهید انقلاب اسلامی(رضوان الله علیه) به خصوص در دهه ۸۰ به خوبی و مدیریتشده با نگاه توسعهای، گذر از لایه اول به لایه دوم را دنبال کردند؛ این که چگونه از مبانی و ارزش های خود به فناوری و دانشهای اسلامی مثل اقتصاد، حقوق، فرهنگ و ... برسیم و همه دانشها را مبتنی بر مبانی دینی خود شکل دهیم.
عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز، به فرهنگ اصیل «اسلام ایرانی» اشاره کرد و گفت: هانری کُربَن فیلسوف برجسته فرانسوی بعد از آمدن به ایران و تحقیق درباره معارف عرفانی و فلسفی ما میگوید: «ایران تنها پادزهر نیهیلیسم جهانی است». او میگوید تنها فرهنگ اصیلی که اسلام اصیل را معرفی میکند، اسلام ایرانی است و در این باره کتابی هم به نام «اسلام ایرانی» دارد که در آن میگوید: منظور از اسلام ایرانی جغرافیا یا نژاد ایرانی نیست، بلکه اسلامی است که در ذهن و ضمیر ایرانیان تبیین شده است.
وی اظهار کرد: با انقلاب اسلامی، «پروژه مدرنیزاسیون و سکولاریزاسیون در ایران» که توسط حکومت پهلوی شکل گرفت، متوقف می شود. همچنین با آغاز انقلاب اسلامی توسعه لایه های تمدنی ایرانی-اسلامی رخ داد. امامِین فقید و شهید انقلاب(رحمت الله علیهما) نه رهبرانی صرفاً سیاسی، بلکه رهبرانی تمدنی بودند که عمق مدیریت آنها، تمام لایه های اجتماعی را در بر میگرفت و اینگونه همهی مردم حتی در خارج از مرزهای ایران، جان فدای آنها بودند و در حال حاظر جانفدای رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) هستند.
دکتر موسویاصل در بخش دیگری از سخنانش، به جنگهای دوران مدرن اشاره کرد و گفت: تمامی جنگهای صورتگرفته در دوران مدرن، برگرفته از یکی از این سه جنگ بوده اند: ۱- جنگ های مذهبی اروپا ۲- جنگ های محلی(فئودال ها) ۳- جنگ های ایدئولوژیک غربی(جنگ های جهانی قرن ۱۹ و ۲۰).
این جنگ ها در واقع صرفاً بُعد جغرافیایی داشتند؛ نه تمدنی. مثلاً در جنگ جهانی دوم هر گروه که پیروز جنگ می شدند - متحدین یا متفقین - در هر صورت مدرنیته حاکم بود و هیچگونه جنگ تمدنی و تغییر در سبک زندگی یا علوم و دانشی رخ نداد.
عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز، گفت: تنها جنگ تمدنی دوران مدرن، جنگ رمضان است که در امتداد دو جنگ تحمیلی دفاع مقدس و جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد. زیرا تنها جنگی است که نبرد تمدنی در لایههای ذکر شده رخ داده است و تنها جنگی است که در برابر تمدن مدرن قرار گرفته است. مرزهای این جنگ، خارج از مرزهای تمدن مدرن است. به دنبال سبک زندگی و نگاه متفاوت به انسان و جهان است. در تمدن اسلامی بر خلاف نظریه فوکویاما که معتقد است انسانِ با فرهنگ غربی و آمریکایی، پایانِ تاریخ بشر است، در تمدن اسلامی، انسان خدامحور و متدّین مهدوی، انسانِ آخرالزمان است. و این دو منطق روبروی هم قرار دارند و دارای نگاه متفاوت به انسان، جامعه و روابط بین الملل هستند.
دکتر موسویاصل، تصریح کرد: جنگ رمضان نه به این دلیل که فراتر از مرزهای جغرافیایی است، یک جنگ تمدنی میباشد، بلکه قرار گرفتن هویت تمدنی اسلامی در برابر هویت تمدنی مدرن سکولار در این نبرد، آنرا به یک جنگ تمدنی تبدیل کرده است. انقلابی که در سال ۱۳۵۷ در کشور ما رخ داد، امروز تمام منطقه و جهان را تحت الشعاع خود قرار داده و در حال صدور لایه های تمدنی خود است تا به فضل الهی، طبق فرمایشات رهبر شهیدمان(قدّس الله نفسه الزکیه)، به سمت تمدن نوین اسلامی حرکت کند.