🔸اثبات قدرت ایران در «معتبرسازی تهدیدات خود، ایجاد توازن بین ظرفیتهای نظامی، سیاسی و ژئوپلتیک»، «بازتعریف مفهوم امنیت در منطقه»، «تغییر اولویتهای سیاست خارجی برخی کشورها در روابط با قدرتهای بزرگ» و «تبدیل شدن ایران به بازیگری فعال در موضوعات منطقهای و بین المللی» از جمله دستاوردهای جنگ رمضان است.
🔸به دلیل قدرت ایران و فروپاشی محاسبات آمریکاییها، خواسته آنها از مسائل «هسته ای، موشکی و منطقهای با هدف تسلیم، براندازی و تجزیه ایران»، به باز شدن تنگه هرمز تقلیل یافته است.
🔸«مذاکره و توافق»، «جنگ و بحران» و «فشار» سه راهبرد اساسی آمریکاییها برای مواجهه با اندیشههای اسلام ناب و نه فقط انقلاب اسلامی ایران است.
🔸فشارهای اقتصادی، تحریم، جنگ نرم و فرهنگی، عملیات سایبری، اقدامات خرابکارانه، عملیاتهای روانی و اقدامات ضد امنیتی گروههای وابسته، همه بخشی از جنگ ترکیبی امروز است.
🔸جنگ ترکیبی به دلیل پیچیدگی و پنهان بودن بسیاری از مولفهها، به مراتب حساستر، خطرناکتر و آسیبزا تر از سایر نبردها است و در این شرایط، ارزش جلسات تبیینی بیشتر از قبل خود را نشان میدهد.
🔸هدف اصلی جنگ ترکیبی، پیش از اشغال سرزمین، فرسایش توان تصمیمگیری است تا افراد را خسته کنند و روحیه و توان جامعه را فرسوده و دچار آزار کنند.
🔸دالِ مرکزی جنگ تحمیلی سوّم، نظامی بود اما دشمن از سایر ظرفیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و هرچه در توان داشت استفاده کرد ولیکن شکست خورد و به اهداف مورد نظر خود نرسید.
🔸اثبات قدرت ایران در معتبرسازی تهدیدات خود، ایجاد توازن بین ظرفیتهای نظامی، سیاسی و ژئوپلتیک و بازتعریف مفهوم امنیت در منطقه و تغییر اولویتهای سیاست خارجی برخی کشورها در روابط با قدرتهای بزرگ، از جمله دستاوردهای جنگ تحمیلی سوّم است.
🔸امروز ظرفیتهای بومی و منطقهای بیش از گذشته در معادلات امنیتی اهمیت پیدا کرده و این موضوع برای آمریکا بسیار گران تمام شده است.
🔸در سایه جنگ رمضان اثبات کردیم که مفهوم امنیت در منطقه این نیست که شما کشورها به آمریکاییها متوسل شوید و به آنها پول بدهید و در قبال آن، تضمین امنیت خود را خواستار باشید. امنیت، کالای خریدنی نیست و تکیه بر قدرتهای خارجی نمیتواند امنیت پایدار ایجاد کند.
🔸امروزه کشورهای منطقه دریافتهاند که امنیت، کالای خریدنی نیست و تکیه بر قدرتهای خارجی نمیتواند برای آنها امنیت پایدار ایجاد کند.
🔸محور مقاومت دارای ظرفیتهای بکر و دست نخورده میباشد و بیشتر از گذشته قدرتمند شده است.
🔸گروههای مقاومت در عراق معتقد هستد که سلاح مقاومت در عراق، سلاح تکلیفی است و با هیچ مصوبهای، سلاح خود را تحویل نمیدهند.
🔸در حال حاضر هیچ شناوری از تنگه هرمز، بدون اذن و اجازه نیروهای مسلح به ویژه نیروی دریایی سپاه پاسداران نمیتواند عبور کند.
🔸مذاکره باید از موضع قدرت انجام شود، آمریکاییها باید بپذیرند که با یک کشور پیروز و فاتح «نبرد رمضان» در حال مذاکره هستند.
🔸مواضع، دستورات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)، در مقاطع حساس، روشن، شفاف و تعیینکننده بوده است.
امروز پنجشنبه، ۵ شهریور ۱۴۰۵، دکتر ابراهیم عزیزی؛ رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در صد و سی و ششمین نشست از سلسه مباحث «جهاد تبیین»، و جلسه شانزدهم از مبحث «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان» با بیان اینکه امروز باید در میدان خدمت، فعالتر، در عرصه دیپلماسی، هوشیارتر و در حوزه تبیین، آگاهانهتر عمل کنیم، اظهار کرد: جنگ را باید ترکیبی دید و همه ظرفیتهای کشور را برای حفظ و تقویت موفقیتهای بهدستآمده به کار گرفت.
به گزارش روابط عمومی آستان مقدس، دکتر عزیزی در ابتدای این نشست که در سالن شهید آیت الله دستغیب حرم مطهر حضرت شاهچراغ علیه السلام برگزار شد، ضمن تشکر از برگزاری منظم نشستهای تبیینی در این بارگاه منوّر گفت: استمرار چنین نشستهایی نشان دهنده حرکت منظم و عالمانه تولیت محترم و همکارانشان در این مجموعه هست که واقعا شایسته سپاسگزاری میباشد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در ادامه به تحولات اخیر کشور، اشاره کرد و گفت: رخدادهای مختلف از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و نبرد خیابانی دیماه ۹۴، فشارها و تحریمهای اقتصادی، همه یک نبرد ترکیبی و چند جانبه با لایه های پیچیده میباشند که به هم پیوسته هستند و نمیتوان آنها را جدا از هم دید. این توطئهها همه در راستای راهبردی است که آمریکاییها مدتها است شروع کردهاند و به تناسب شرایط و فرصتهایی که پیدا می کنند سعی دارند آنها را مورد استفاده قرار بدهند.
دکتر عزیزی، ادامه داد: راهبرد «مذاکره و توافق»، «جنگ و بحران» و «فشار» سه راهبرد اصلی و اساسی آمریکاییها برای مواجهه با اندیشههای اسلام ناب و نه فقط انقلاب اسلامی است، که ایران اسلامی مرکز توجه این تهدیدات و تهاجمات میباشد. آنها با اندیشههای ناب نبوی و مکتب نجاتبخش اسلام و پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) مشکل دارند، به همین خاطر تلاش دارند با بهره گیری از همین راهبرد پیچیده، در هم تنیده و چند لایه در حوزههای ترکیبی و به ویژه با رویکردهایی که ممکن است جذاب و حتی عامه پسند هم باشد وارد یک میدان مبارزه شوند؛ همین امر سبب شد که رئیس جمهور پلید، متوّهم و خودشیفته آمریکا در ابتدای ورودش به کاخ سفید در دور دوّم ریاستجمهوری، یک نامهی سراپا تهدید و توهین آمیز را برای ایران بنویسد.
وی در توضیح مفاد این نامه، گفت: رئیس جمهور آمریکا با کبر و غرور و خودپسندی و از موضع بالا بیان کرد: از پرزیدنت ترامپ به رهبر ایران، آماده باشید پیرامون موضوعات موشکی، هستهای و منطقهای بدون قید و شرط با آمریکا مذاکره کنید وگرنه آماده جنگ باشید. اگر تدابیر حکیمانه رهبر شهید، فقید، فرزانه و سفرکرده ما نبود، ترامپ شاید به برخی از خواستههای خود هم رسیده بود. با آن پاسخ قاطع، روشن، شفاف و محکم از سوی ایران و آن مسیر ارتباطی با انور قرقاش(مشاور دیپلماتیک رئیس کشور امارات، حامل نامه ترامپ به رهبری)، ایستادگی ملّت ایران و قاطعیت نظام اسلامی را دید و با آن همه کبکبه و دبدبه ای که در آن نامه داشت، متوجه شد که به هیچ و پوچ محسوب شده است. پاسخ نامه این بود که ما با شما در موضوعات موشکی و منطقهای مذاکره نخواهیم کرد اما در ادامه مذاکراتی که از گذشتههای دور پیرامون موضوع هستهای وجود داشته، آن هم صرفاً برای اطمینان خاطر جهان و البته با شروط ایران، امکان مذاکره میباشد.
نماینده مردم شیراز و زرقان در مجلس، گفت: در نهایت جنگ رمضان در ادامه آن اقداماتی که آمریکاییها و اندیشکدههای آمریکایی و جریانهای پیچیده چه در داخل آمریکا و چه در بین همپیمانان این کشور دنبال میکردند، اتفاق افتاد. پشت سر گذاشتن جنگ دوازده روزه و نبرد دی ماه که خود یک کودتای پیچیده، در هم تنیده و بسیار خطرناک بود و بعد هم موفقیتهای بی نظیری که در جنگ رمضان به دست آوردیم، همه اینها حکایت از توفیقات ملّت ایران است.
وی با بیان اینکه در معادلات امروز جهان، مرز میان جنگ و صلح، خیلی کمرنگ شده است، گفت: اصولا دولتها به جای اتکا به نیروهای صرفا نظامی، از ترکیبی از ابزارهای نظامی و غیر نظامی برای تضعیف رقیب استفاده میکنند؛ که این یک واقعیت انکارناپذیر است. فشارهای اقتصادی، تحریم، جنگ نرم و فرهنگی، عملیات سایبری، اقدامات خرابکارانه، عملیاتهای روانی، اقدامات ضد امنیتی گروههای وابسته و... همه بخشی از همین جنگ ترکیبی امروز است. لذا نباید در نبردها برای تضعیف حریف تنها متمرکز بر اقدامات نظامی شد. در واقع بخشی از این رویکرد حریف مبتنی بر رقابت بر سر فناوریهای پیشرفته است. بخشی از تلاشهای دشمن، متکی بر اقداماتی است که شاید به هیچ وجه در افکار و اذهان ما جلوه نمیکند ولی یک دفعه با آن روبرو میشویم. این ها را باید بخشی از فرایند میدان مبارزه و نبرد دانست. در منطق جدید نبرد باید این را پذیرفت و فقط ذهنمان متمرکز بر یک جنگ صرفا نظامی نباشد.
دکتر عزیزی، در ادامه ضمن تأکید بر اهمیت «جهاد تبیین» گفت: جنگ ترکیبی به دلیل پیچیدگی و پنهان بودن بسیاری از مولفهها، به مراتب حساستر، خطرناکتر و آسیب زاتر از سایر نبردها است و در این شرایط، ارزش جلسات تبیینی بیشتر از قبل خود را نشان میدهد. هدف اصلی این شیوهی ترکیبی جنگ، پیش از اشغال سرزمین، فرسایش توان تصمیمگیری است تا افراد را خسته کنند و روحیه و توان جامعه را فرسوده و دچار آزار کنند. این نبرد با این رویکرد در صورت موفقیت، کاهش انسجام سیاسی و اجتماعی را در بر خواهد داشت.
وی ادامه داد: از آنجایی که دشمن خوب میداند انسجام اجتماعی و وحدت حداکثری رمز موفقیت ملّت ایران است تمام تلاش خود را برای کاهش این انسجام و محدود کردن قدرت راهبردی ما به کار گرفته است. این ها جزو ویژگیهای نبرد امروزی است که البته ما در طول این سالها با بخش های مختلفی از این رویکرد روبرو بودیم و آشنا هستیم و به فضل الهی و توجهات حضرت بقیه الله الاعظم(عج)، در طول این سالها توانستهایم با موفقیت، همه این تهدیدها و رفتارهای دشمن را مدیریت کنیم.
این تحلیلگر مسائل سیاسی، به رقابتهای ژئوپلتیک در جنگهای امروزی اشاره کرد و گفت: جنگهای امروزی ضمن اینکه بیش از گذشته در هم تنیده، چند لایه و متاثر از فناوری میباشند، دارای یک ویژگی جدید هم هستند و آن رقابتهای ژئوپولتیک میباشد. اینکه ما امروز روی موضوع تنگه هرمز و کنوانسیون خزر خیلی محکم و جدی متمرکز شدهایم به این دلیل است که یک بخشی از این نبرد در صحنه جدید جنگهای ژئوپولتیک، کریدورها و مسیرهای ترانزیت میباشد. ظرفیت ژئوپلتیک(جغرافیای سیاسی) در جنگهای حتی جهانی گذشته هم نقش بزرگی ایفا کرده و باعث شکست و پیروزی طرفهای درگیر بوده است.
وی، اظهار کرد: آمریکاییها با بهکارگیری راهبردهای سه گانه سعی کردند که تلاشهای خودشان را هم بر نبرد سیاسی، هم نبرد اقتصادی و هم نبرد نظامی متمرکز کنند و هر سه مولفه را هم تا به امروز به کار گرفتهاند و البته ما هم در مواجهه با این نبرد تمام عیار دشمن، یک رویکرد نامتقارن را که جز ویژگیهای این نبرد هست و باید باشد و اتفاقا مبدع و مبتکر آن هم در جهان ایران است، به کار گرفتهایم. البته این به همین ایام و دورانی که از زمان حضور ترامپ میگذرد خلاصه نمیشود؛ ما رویکرد جنگ نامتقارن را از سالهای قبل در بخش های مختلف حتی در جنگ هشت ساله هم به کار گرفتیم و به یکی از اصول جدی جنگ ما با دشمن تبدیل شده است. ما با رویکرد مقابله و جنگ نامتقارن سعی کردیم که تحمیل حداکثر هزینه مداوم را برای رویارویی با آمریکاییها به عنوان یک راهبرد مورد استفاده قرار بدهیم.
وی به «جنگ رمضان» اشاره کرد و گفت: آمریکاییها با موضوع مذاکره و توافق وارد میدان شدند و آنچه که مورد انتظارشان بود محقق نشد. این نبرد را باید در ادامه زنجیره اقدامات خصمانه و شکستهای دشمن در میدانهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دید و نمیتوان آن را حادثهای جدا و مستقل تحلیل کرد. ما یک نبرد چهل روزه نظامی و تمام عیار با آمریکاییها داشتیم. دالِ مرکزی این نبرد، نظامی بود اما دشمن از سایر ظرفیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و هرچه در توان داشت استفاده کرد ولیکن شکست خورد و به اهداف مورد نظر خود نرسید.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در ادامه به دستاوردهای کشور در جنگ رمضان اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین دستاوردهای این نبرد اثبات توان ایران در عملی کردن تهدیدات خود است. جمهوری اسلامی ایران، نشان داد هنگامی که درباره اقدامی هشدار میدهد، از قدرت و اراده لازم برای اجرای آن نیز برخوردار میباشد و همین مسأله، محاسبات دشمنان را تغییر داده است. ایران تهدیدات خود را کاملا روشن، شفاف و معتبر به دنیا معرفی کرد، این موضوع بسیار مهمی است و این مسئله برای آمریکاییها و همچنین کشورهای غربی خیلی گران تمام شده است. معتبرسازی تهدیدات ایران در محیط امنیتی و دفاعی، پیام مهمی برای بازیگران منطقهای و بینالمللی داشته است و امروز دیگر نمیتوان با جمهوری اسلامی بر اساس محاسبات گذشته مواجه شد.
دکتر عزیزی، ایجاد توازن بین ظرفیتهای نظامی، سیاسی و ژئوپلتیک، را دیگر دستاورد جنگ رمضان، عنوان کرد و گفت: دستاورد بزرگ دیگر ایران در جنگ تحمیلی سوّم این بود که توازن میان ظرفیتهای نظامی، سیاسی و ژئوپلیتیکی ایران شکل گرفت و دشمن دریافت که نمیتواند میدان نبرد را صرفاً از زاویه توان نظامی تحلیل کند. ژنرال مکنزی(فرمانده سابق سِنتکام) نیز به قدرت و دستاوردهای ایران در زمینههای موشکی، خیابان و ژئوپولتیک اعتراف کرده است و بیان میکند که نادانی و احمقی رئیس جمهور آمریکا با این سه گانه کاری کرد که تمام دستاوردهای ما در منطقه مورد آسیب قرار گرفت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی، با اشاره به تغییر نگرش کشورهای منطقه نسبت به مفهوم امنیت، اظهار کرد: یکی دیگر از نتایج مهم این تحولات، بازتعریف مفهوم امنیت در منطقه و تغییر اولویتهای سیاست خارجی برخی کشورها در روابط با قدرتهای بزرگ است. آمریکاییها فکر می کردند میتوانند اثبات کنند که حامی کشورهای منطقه در این جنگ هستند؛ اما مشخص شد آمریکاییها قادر به حفظ امنیت خودشان در این منطقه و همچنین پایگاه های خود نیستند چه برسد به اینکه بخواهند امنیت کشورهای منطقه را تضمین کنند.
وی تصریح کرد: ما در سایه جنگ رمضان اثبات کردیم که مفهوم امنیت در منطقه این نیست که شما به آمریکاییها متوسل شوید و به آنها پول بدهید و در قبال آن، تضمین امنیت خود را خواستار باشید. امنیت، کالای خریدنی نیست و تکیه بر قدرتهای خارجی نمیتواند برای آنها امنیت پایدار ایجاد کند. امروز ظرفیتهای بومی و منطقهای بیش از گذشته در معادلات امنیتی اهمیت پیدا کرده و این موضوع برای آمریکا بسیار گران تمام شده است. البته نباید با غرور با این موضوع برخورد کرد، بلکه این دستاوردها حاصل الطاف الهی، ایستادگی مردم، توان نیروهای مسلح و بهره از ظرفیتهای مختلف کشور است.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفت: مجموعه این تحولات و قرار گرفتن در سایه مولفههای قدرت ساز، آمریکاییها را به بن بست راهبردی رسانده است و باعث شده که آمریکا در بدترین شرایط تاریخ خود قرار گیرد؛ چه در داخل و چه در بیرون، چه در فضای سیاسی و چه در فضای اقتصادی. اینکه یک دفعه در آمریکا بنزین به چند دلار برسد در مخیّله هیچ کدام از آمریکایی نمیگنجید. امروز بحمدلله به برکت همین موفقیتها، ایران به بازیگری فعال در موضوعات منطقهای و بین المللی تبدیل شده است که باید آن را به عنوان یکی از دستاوردهای این نبرد دانست.
دکتر عزیزی در بخش دیگری از سخنانش، درباره احتمال درگیری مجدد گفت: در مسائل سیاسی و نظامی نباید با قطعیت مطلق سخن گفت، این اشتباه است، اما ورود آمریکا به یک جنگ جدید با ایران بسیار سخت و پرهزینه میباشد؛ آمریکایی ها در فکر ادامه این نبرد هستند اما معتقدند هزینههای سنگینتری را باید بپردازند، به همین سبب در فکر محاسبه فایده و هزینه هستند. یکی از دلایل پر هزینه بودن جنگ مجدد این است که مولفههای قدرت آمریکا در این نبرد دوازده روزه و چهل روزه کاملا به افول و شکست کشیده شده است. آمریکاییها ظرفیتهای قدرت ساز منطقهای خود را از دست داده اند و این کار را برای آنها سختتر کرده است.
وی در ادمه به تقلیل مفتضحانه اهداف آمریکا در جنگ رمضان اشاره کرد و گفت: آمریکاییها پیرامون جنگ دوازده روزه و هم در مورد جنگ چهل روزه گفته بودند: «تصمیمی آسان با رویکرد بازدارندگی و وادار کردن ایران به خواستههای موشکی، منطقهای و هستهای با هدف تسلیم، براندازی و تجزیه»، اینها اهداف آمریکا از به راه انداختن جنگ بود. ولی زمانی که با فروپاشی بخشی از محاسبات خود و همچنین قدرت فنّاورانه ایران روبرو شدند، اهداف و تصمیمات خود را به چگونه بازکردن تنگه هرمز تقلیل دادند و همه توان خود را معطوف به تنگه هرمز کردهاند. زمانی که آمریکا متوجه از دست رفتن قدرت خود در منطقه، فرسایشی شدن جنگ، پیشرفت روزبه روز ایران و همچنین توان و قدرت جبهه مقاومت در منطقه شد و دانست که به اهداف خود نمیرسد، اقدام به عقب نشینی کرد. ما به سرزمین اصلی متکی هستیم اما آنها روی آب هستند و با مشکلات بی شمار روحی و روانی متعدد روبرو هستند و مجموعهی این عوامل باعث عقب نشینی آنها شده است.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با اشاره به دیدارها و گفتوگوهای خود با برخی مسئولان و شخصیتهای جریان مقاومت در منطقه، اظهار کرد: تصور تضعیف یا پایان یافتن ظرفیت محور مقاومت یعنی حوثیهای یمن، حزب الله لبنان، حشد الشعبی و دیگر گروه های مقاومت عراق و ... ، یکی دیگر از محاسبات اشتباه آمریکاییها بوده است. گروههای مقاومت در منطقه، همچنان از ظرفیتهای مؤثر برخوردار هستند و این توانمندیها بخشی از معادلاتی است که دشمن در محاسبات خود ناچار به در نظر گرفتن آنها است.
وی ادامه داد: محور مقاومت واقعا دارای ظرفیتهای بکر و دست نخورده میباشد و بیشتر از گذشته قدرتمند شده است. آنها معتقد هستند که سلاح مقاومت در عراق سلاح تکلیفی است و معتقد هستند با هیچ مصوبهای هیچ وقت سلاح خود را تحویل نمیدهند، آنها بیان میکنند سلاح ما با فتوا آمده و با فتوا اگر لازم شد کنار میرود. ظرفیت و قابلیتهای محور مقاومت از جمله مولفههایی است که آمریکاییها را وادار کرده که در این رویکرد خصمانه به آن توجه کنند. اگر خواستند وارد یک میدان نبرد شوند بدانند که محور مقاومت که پابرجاست، تحویل سلاح که امری نشدنی است، نه توسط حزب الله لبنان، نه در عراق و نه در یمن، ژئوپلیتیک در اختیار ایران، تنگه هرمز بسته، گلوگاه اقتصادی آمریکاییها در اختیار ایران، پایگاههای منطقه منهدم شده، فرار سربازان به عمق پانصد مایلی اقیانوس هند، تجهیزات و امکانات فرسوده و روحیه سربازان، در هم ریخته، اینها باعث شده که آمریکاییها در واقع به این محاسبه برسند که شرایط برای جنگ مجدد برایشان بسیار سخت شده است. البته این به این معنا نیست که آمریکاییها یک وقت دست به خودکشی و اقدام انتحاری نزنند و رفتارهای خلاف منافع خودشان را تکرار نکنند. نباید دشمن را نادیده گرفت؛ کار برایشان سخت است اما دشمن همچنان دشمن، کینهتوز و زخمخورده است و ممکن است دست به رفتارهای غیرعاقلانه بزند. بنابراین آمادگی و هوشیاری باید در همه شرایط حفظ شود.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: در این زمینه سه محور اصلی شامل «تقنین»، «اقدام و اجرا» و «مذاکرات با عمان» دنبال میشود. در بخش تقنین طرح «تأمین امنیت و پیشرفت تنگه هرمز» در دستور کار قرار گرفته و تلاش میشود با بررسی همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و دفاعی، چارچوب قانونی جامعی برای این موضوع تدوین شود.
وی در خصوص بعد «اقدام و اجرا»، گفت: رفتوآمدها در تنگه هرمز با نظارت و کنترل جدی نیروهای مسلح و بهویژه نیروهای دریایی سپاه پاسداران انجام میشود. در حال حاضر هیچ شناوری از تنگه هرمز - چه در ورود و چه در خروج - بدون اذن و اجازه نیروهای مسلح به ویژه نیروی دریایی سپاه پاسداران نمیتواند عبور کند.
دکتر عزیزی در خصوص مذاکرات با عمان، پیرامون تنگه هرمز گفت: این مذاکرات در چارچوب مشخصی دنبال میشود و هرگونه توافق باید مبتنی بر تعهدات عملی و رعایت چارچوبهای مورد نظر جمهوری اسلامی ایران باشد. هر زمانی که آمریکاییها متعهد شدند، بیانیه دادند و اعلام کردند که اینها را می پذیرند بعد شناورها میتوانند از این مسیر تعیین شده ما و با کنترل ما، در چارچوب اقدامات و نظارت جمهوری اسلامی، مطابق با منافعی که برای ما پیش بینی شده است، تردد کنند.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با بیان اینکه مذاکره باید از موضع قدرت انجام شود، گفت: طرف مقابل باید بپذیرد که در میدان مذاکره با کشوری قدرتمند و پیروز روبهرو است و ما این نگاه را باید حاکم کنیم. آمریکاییها اگر زمانی اسمی از مذاکره و گفتمان و دیپلماسی شد، باید اول این تغییر نگاه بر آنها حاکم شود که با یک کشور پیروز و فاتح «نبرد رمضان» در حال مذاکره هستند و نباید آن را بخشی از میدان جنگ بدانند. ما با این نگاه معتقدیم که گفتگو کردن از موضع قدرت، اقتدار، عظمت ملت ایران و پیروزی در این میدان و پذیرش شکست توسط آمریکاییها، میتواند مورد توجه باشد، اما اگر نه، بخواهند باز با همان نگاه راهبرد سه گانه و چرخه «مذاکره و توافق»، «جنگ و بحران» و «فشار» عمل کنند، هرگز این مورد پذیرش جمهوری اسلامی و به ویژه رهبر حکیم و مقتدر ایران اسلامی نیست.
دکتر عزیزی، با اشاره به نقش مدبرانه و حکیمانهی امام سیّدمجتبی خامنهای(حفظه الله) در مدیریت تحولات مختلف، گفت: مواضع، دستورات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) در مقاطع حساس، روشن، شفاف و تعیینکننده بوده و امروز نیز مسیر حرکت در میدانهای مختلف با دقت دنبال میشود. مسیر کاملاً روشن است، اعلام شده تا دستور و فرمان نگرفتید اقدامی نکنید؛ دستورات در بخش های مختلف و در موضوعات گوناگون کاملاً شفاف، قاطع و محکم میباشد. امروز نگاه بر میدان این است که با آمادگی کامل برخورد کنیم.
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در پایان اظهار کرد: همچنان باید میدان نبرد ما با آمریکا و دشمنان ملت ایران، ترکیبی باشد و به صورت تک بعدی به آن نگاه نکنیم. دشمن روی «آسمان، خیابان، تحریک و تهدید» متمرکز است و قصد دارد شانس ناداشته خودش را دوباره مورد آزمایش قرار بدهد. ما باید این آمادگی را همان طور که در نبرد رمضان داشتیم و بر سه گانه «نیروهای مسلح، میدان و ژئوپلتیک» متمرکز بودیم، حفظ کنیم. مدیریت دقیق مسئولان در جنگ اقتصادی بسیار مهم است. امروز باید در میدان خدمت، فعالتر، در عرصه دیپلماسی، هوشیارتر و در حوزه تبیین، آگاهانهتر عمل کنیم؛ جنگ را باید ترکیبی دید و همه ظرفیتهای کشور را برای حفظ و تقویت موفقیتهای بهدستآمده به کار گرفت.