🔸 اگر غربزدگی به گفتمان غالب یک جامعه و کشور تبدیل گردد، آن جامعه از درون پوچ و تهی خواهد شد.
🔸 مقابل آن فرهنگ و ایدئولوژی که مخرب و مفسد است، میایستیم.
🔸 جنگ رمضان، کمک کرد که جمهوری اسلامی برای جهانیان اثبات کند قدرت نظامی غرب، پوشالی است.
🔸 تک تک اصولی که در لیبرالیسم غرب وجود دارند، ماهیتاً و ذاتاً ضد دین هستند.
🔸 هویت اصلی انقلاب اسلامی ایران، به عنوان بزرگترین انقلاب مردمی جهان، بازگشت به اسلام اصیل، یعنی قرآن و عترت است.
🔸 در رویکرد انقلاب اسلامی نسبت به غرب، که «رویکرد مبتنی بر اسلام اصیل» است، آن دسته از پیشرفتهای غربی که با اصول اساسی اسلام سازگار باشد ما آن را قبول خواهیم کرد، اما اگر آن پیشرفت و تکنولوژی با این اصول در تضاد باشد، آن را نخواهیم پذیرفت. در این رویکرد، «غربزدگی» و «غربستیزی» وجود ندارد، و اسلام، اصل و اساس حرکت است.
🔸 سخن دشمن از اِعمال تحریمهای کشنده، صرفا جنگ روانی است.
🔸 تحریمهای اقتصادی چیز جدیدی نیست و نزدیک به ۴۷ سال است که ما با آن روبرو هستیم، هیچ تحریمی وجود ندارد که آمریکا آن را قبلا اعمال نکرده باشد.
امروز پنجشنبه، ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام و استاد دانشگاه تهران در نشست صد و سی و هفتم از سلسله مباحث «جهاد تبیین» و جلسه هفدهم از مبحث «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان»، اظهار کرد: اهدای جایزه دولت امریکا به خلبانانی که بمبهای اتم بر سر مردم ژاپن ریختند و یا تقدیر از فرمانده ناوی که به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس، شلیک کرد و همچنین حمله اخیر آمریکا به مراسم عروسی در یکی از روستاهای کم برخوردار اهل سنت کشور، نشان میدهد که انجام جنایت برای رسیدن به اهداف نامشروع، سیاست رایج آمریکاییها برای ایجاد و تحکیم سلطه خود بر ملّتهای مستقل است.
به گزارش روابط عمومی آستان مقدس، دکتر کلانتری در ابتدای این نشست که در سالن شهید آیت الله دستغیب حرم مطهر حضرت شاهچراغ علیه السلام برگزار شد، در ادامه مبحث جلسه گذشته به بررسی چهار نوع رویکرد ایرانیان نسبت به غرب از زمان آشنایی افراد جامعه با این فرهنگ پرداخت و گفت: نخستین رویکرد، «غربگرایی» است. در این نوع رویکرد که به زمان قاجار برمیگردد، گرایش به غرب بیشتر به نیّت دریافت بخشی از تکنولوژی، سلاحها و پیشرفتهای غربی صورت میگرفت؛ تا بتوان از آنها برای برخورد با دشمنان استفاده کرد. به عنوان مثال، در جنگ ایران با روسها که آن شکستها پیش آمد، در کشور جریانی پدیدار شد که این موضوع را مطرح کرد که اگر بخواهیم در مقابل روسیه موفق بشویم باید بر غرب تکیه کنیم، البته نه تکیه مطلق بلکه باید به سمت کسب علم و پیشرفتها و دریافت سلاحهای آنها قدم برداریم تا بتوانیم در مقابل دشمنان از آنها استفاده کنیم.
استاد دانشگاه تهران، دومین رویکرد را «غربزدگی» دانست و گفت: در این جریان رسماً اعلام شد که برای پیشرفت باید از «فرق سر تا ناخن پا» فرنگی شد؛ یعنی باید از نظر ظاهر و باطن، جسمی و روحی همه چیز غربی شود. یعنی استحاله به معنی کامل، که مرحوم جلال آل احمد از این وضعیت به سِنزدگی و وبا زدگی تعبیر میکند. گندمی که سِن زده میشود، ظاهر آن سالم است ولی از باطل سراسر تهی و سیاه میشود. انسان غربزده هم اینچنین است؛ شاید فقط ظاهر داشته باشد اما باطن او پوچ است.
دکتر کلانتری، به آفت غربزدگی برای جامعه اشاره کرد و گفت: اگر غربزدگی در انسان شکل بگیرد، او به فردی تهی و پوچ تبدیل خواهد شد. حال اگر غربزدگی به گفتمان غالب یک جامعه و کشور تبدیل گردد، آن جامعه هم از درون پوچ و تهی خواهد شد و سرتاسر آن، همه فرهنگ غرب، وابستگی و نوکری میشود.
وی ادامه داد: این شرایط را از طرفی خود افراد جامعه میتوانند به وجود بیاورند و خودشان غربزده شوند و بعد قدرت را در دست گرفته و کشور را به سمت غربزدگی سوق دهند. یعنی فرد گرفتار تهاجم شود و از درون استحاله گردد و یا با دیدن ظواهر غربی به این سمت ناصواب گرایش پیدا کند. در چنین شرایطی، فرد کمکم به اعتقادات خود شک میکند و آنها را کنار میگذارد و حتی باطل میپندارد و به این تصور غلط میرسد که چیزهایی که در غرب وجود دارد همگی حق است. از طرف دیگر باید توجه داشت که خود غرب جدید با همین ایدئولوژی و جهانبینی، یک رویکرد تهاجمی دارد و همه تلاش خود را به کار بسته است تا همه افراد دنیا به این سمت گرایش پیدا کنند، و این معنی واقعی تهاجم فرهنگی میباشد.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، تصریح کرد: زمانی که اصول زیرساختی و جهانبینی غرب را بررسی میکنیم متوجه میشویم که هجمه و ضدیّت با دین و وحی الهی در تار و پود فرهنگ غرب تنیده شده است. اومانیسم و انسانمحوری، دقیقا بر اساس ضدیت با خدا و در مقابل توحید محوری، شکل گرفته است. هدف آنهایی که این جریان سمّی را بوجود آورده اند از بین بردن ریشه و اساس خدامحوری و سست کردن دینمداری مردم است. سکولاریسم هم دقیقاً به همین معنا و دارای یک رویکرد ضد دین میباشد، طبق این تفکر باید دین از متن جامعه کنار گذاشته شود. لذا تک تک اصولی که در لیبرالیسم غرب وجود دارند، ماهیتاً و ذاتاً ضد دین هستند. امام خمینی(رحمت الله علیه) در این زمینه میفرمایند:
«آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمینماید»؛ (صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۲۱۲).
تولیت آستان مقدس، اظهار کرد: برای اینکه سلطه غربیها بر مردم جهان استحکام پیدا کند، از ابزارها و شیوههایی استفاده میکنند که هیچ سنخیّت و تناسبی با خدا، دین، اخلاق و حقوق بشر ندارند. نمونهی آن حمله آمریکا به مراسم عروسی در روستایی در جنوب کشور بود که به وضوح نشان داد آنها هیچ بویی از انسانیّت و توحید نبردهاند و حتی این بمباران را اصلاً غلط و ضد انسانی هم نمیدانند. زیرا در نحله فکری آنها، جنایت برای رسیدن به اهداف نامشروعشان، امری پذیرفتنی و بلکه مطلوب است. این چهارچوب سلطهگری میباشد.
دکتر کلانتری، در ادامه به مواردی از تجلیل از جنایتهای سبعانه نظامیان آمریکا توسط دولت این کشور اشاره کرد و گفت: موارد بسیار زیادی از بیتوجهی به اصول انسانی و خوی پلید این شیطان جهانخوار وجود دارد، از جمله اهدای جایزه به خلبانانی که بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی بمب هستهای ریختند و همچنین فرمانده ناو آمریکایی که دستور حمله به هواپیمای مسافربری ایران را بر فراز آسمان خلیج فارس داد، جنایتی سبعانه که در آن ۲۹۰ نفر به شهادت رسیدند و حتی جنازه بعضی از مسافران پیدا نشد.
وی، تصریح کرد: وقتی چنین افراد خبیث و بد ذاتی جایزه ویژه از دولت آمریکا دریافت میکنند، این نمایانگر خوی پلید آنها است و نشان میدهد که جنایت وقتی در خدمت منافع و مطامع آنها باشد خوب است و کسی که جنایتکار است باید تشویق شود. چون جنایت، را شیوه و راه سلطه خود بر مردم جهان میدانند. آمریکاییها برای رسیدن به اهداف پست خود از هیچگونه جنایتی فروگذاری نمیکنند و از هر ابزاری که بتوانند در این راه بهره میبرند؛ از جمله سلاحهای کشتار جمعی. در حمله آنها به مراسم عروسی در یکی از روستاهای کم برخوردار و فقیر کشور که اهل سنت هستند، پیام زیادی نهفته است؛ از جمله اینکه از نظر آنها این نوع خوی وحشیگری کاملاً درست است و انجام جنایت برای رسیدن به اهداف نامشروع، سیاست رایج آمریکاییها برای ایجاد و تحکیم سلطه خود بر ملتهای مستقل است. اینکه در شورای امنیت سازمان ملل زمانی که قرار است صهیونیستها با اجماع جهانی محکوم شوند، جلوی صدور قطعنامه را با وتو میگیرند، اینها نشانهی ذات پلید لیبرالیسم غرب است.
استاد دانشگاه تهران، گفت: در اصول فکری غربیها اصلاً اخلاق و خدا هیچ جایگاهی ندارد. زمانی که انسان غربزده شود کاملاً به یک فرد پوچ و تهی تبدیل میشود و کشور و جامعهای هم که به غربزدگی دچار شود همین سرنوشت را پیش رو خواهد داشت که نمونه بارز آن کشورهای حوزه خلیج فارس هستند؛ بیشترین جنایتها در جهان اسلام توسط کسانی انجام میگیرد، که تحت سلطه آمریکا و غرب هستند.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، سوّمین رویکردی که ایرانیان در مواجهه با غرب داشتند را «غربگریزی» دانست و گفت: در این رویکرد، ضدیّت صددرصدی با غرب وجود دارد. بیشتر نخبگان ایرانی در این مسیر قرار گرفتند، ازجمله افرادی مانند «سیّد احمد فَردید» فیلسوف و متفکر معاصر ایرانی، «سید حسین نصر»؛ فیلسوف و استاد علوم اسلامی در دانشگاه جرج واشینگتن آمریکا که کتاب «شیعه در اسلام» اثر «علامه طباطبایی» به پیشنهاد ایشان به انگلیسی نوشته شده و بعد خودشان آن را به فارسی ترجمه کردند. همچنین دکتر «علی شریعتی» و «داریوش شایگان» که همه اهل قلم و کتاب معتبر هستند. این اندیشمندان معتقد هستند که غرب مجموعه به هم پیوستهای میباشد که تماما بد است؛ زیرا فلسفه وجودی آنها صددرصد مادی و بد میباشد و اصول جهان بینی آنها دارای نقص است. اخلاق، حقوق بشر، تکنولوژی و کلاً فلسفه آنها سراسر فاسد میباشد. در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است؛ «آسیا در مقابل غرب»، نوشته «داریوش شایگان» و «دنیای متجدد و انسان مسلمان»، نوشته «سید حسین نصر» نمونهای از این کتب است.
تولیت آستان مقدس، چهارمین رویکرد مواجهه با غرب را «رویکرد مبتنی بر اسلام اصیل» انقلاب اسلامی دانست و گفت: امام خمینی(رحمت الله علیه)، رهبر شهید(رضوان الله علیه)، شهید مطهری و سایر بزرگانی که در انقلاب نقش اصلی را بر عهده داشتند و انقلاب اسلامی را معماری کردند و تا آخر پای انقلاب ایستادند، معتقد هستند که آن چیزی که برای ما اصل و محور حرکت میباشد، اسلام ناب محمدی(ص) است، آن دسته از پیشرفت های غربی که با اصول اساسی اسلام سازگار باشد ما آن را قبول خواهیم کرد اما اگر آن پیشرفت و تکنولوژی با این اصول در تضاد باشد، آن را نخواهیم پذیرفت. در این رویکرد، «غربزدگی» و «غربستیزی» وجود ندارد، و اسلام، اصل و اساس حرکت است. شهید مطهری، میفرمایند:
«انقلاب اسلامی ایران تنها قیام علیه استبداد سیاسی یا استعمار سیاسی یا اقتصادی نبود؛ قیام علیه فرهنگ غرب، ایدئولوژی غربی، دنباله روی از تفکر غربی بود، بازگشت به هویت اسلامی و خود واقعی و روح جمعی این مردم بود یعنی قرآن. این قیام نوعی سرخوردگی از راه و روشها و راه حلهای غربی و بازیابی خود جمعی و ملی اسلامی- ایرانی بود و لهذا سایر کشورهای اسلامی را دارد تحت تأثیر قرار میدهد»( آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، صفحه ۲۴۷).
دکتر کلانتری، ادامه داد: اکثر متفکران انقلاب اسلامی که کتاب نوشتهاند و در این زمینه پژوهش کردهاند، همه نظر شهید مطهری را قبول دارند که ماهیت انقلاب اسلامی، بازگشت به اسلام اصیل میباشد. هویت اصلی انقلاب اسلامی ایران، به عنوان بزرگترین انقلاب مردمی جهان، بازگشت به اسلام اصیل، یعنی قرآن و عترت است.
استاد دانشگاه تهران، تصریح کرد: نتیجه بازگشت به اسلام اصیل این است که شاخص اصلی سنجش، اسلام ناب محمدی(ص) خواهد بود و با همین شاخص مبتنی بر قرآن و عترت است که خوب و بد را تشخیص میدهیم. اگر چیزی بر این مبنا بود، آن را کاملاً میپذیریم ولی اگر چیزی ضدش بود، آن را رد میکنیم. به تعبیر شهید مطهری، هدف انقلاب اسلامی این بود که سلطه غالب غرب را بشکند و از بین ببرد. عکس سلطه غالب، استقلال است؛ یعنی اینکه ما بر روی پای خود بایستیم و مطابق شاخص و اصالتهای خود عمل کنیم و بر اساس آنها تصمیم بگیریم. شهید مطهری میفرمایند:
«برای ما مردم مسلمان مشرقزمین، هیچ ضرورت اجتنابناپذیری [در میان] نیست كه [بر اساس آن ناگزیر باشیم] از راهی كه آنها [غربیها] رفتهاند، برویم و در هر منجلابی كه آنها فرو رفتهاند، فرو رویم. [بلکه] ما باید به زندگی غربی، هوشیارانه بنگریم؛ ضمن استفاده و اقتباس [از] علوم و صنایع و تكنیك و پارهای مقررات اجتماعی قابل تحسین و تقلید آنها، باید از اخذ و تقلید رسوم و عادات و قوانینی كه برای خود آنها هزاران بدبختی به وجود آورده است، پرهیز نماییم»(نظام حقوق زن در اسلام؛ ص ۳۲).
استاد دانشگاه تهران، با بیان اینکه غربیها خود به سبب تفکر اومانیسم، صدمات زیادی دیدند، گفت: غرب یک راهی را طی کرد که در آن تجربه نداشت و حرکت آنان در این راه خود به یک تجربه تبدیل شد؛ آنها در این مسیر همه چیز خود از جمله خدا، اخلاق و خانواده را از دست دادند. متفکران غربی صدها کتاب عبرتآموز در خصوص وضعیت فاجعه بار خود نوشتهاند که از خواندن آنها تعجب میکنیم. آنها در این زمینه تجربه نداشتند اما امروز جهان این تجربه ارزشمند را پیش روی خود دارد و نباید چشم بسته در همان مسیرحرکت کند. امام شهید(رضوان الله علیه) میفرمایند:
«شما دیدهاید که بنده مکرّر راجع به غرب و تهاجم فرهنگ غربی حرف میزنم. معنای صحبتهای بنده، صرفاً این نیست که فرهنگ غرب از بِ بسمالله تا تای تمّت، همهاش خراب و خرابی و بدی است. اگر این گونه بود، شهروندان ممالک غربی، از اوّل آن را نمیپذیرفتند و اصلاً تحمّل نمیکردند. بنابراین، فرهنگ مذکور، نقاط مثبتی دارد که آن نقاط مثبت، چشم مردم را گرفت و جوامع را به خود جذب کرد»(بیانات در دیدار روحانیون و مبلّغان ۲۲/۰۶/۱۳۷۵).
تولیت آستان مقدس، گفت: فرهنگ غرب، جاذبههایی دارد که همانها چشم مردم جهان را گرفت و غافل در این راه قدم گذاشتند و بدیهای آن را ندیدند؛ غربیها با همین جاذبههای کاذب افراد را فریب دادند و اعتقادات و ایدئولوژیهای خود را به خورد آنان دادند. رهبر شهید(رضوان الله علیه) فرمودند اگر علیه غرب صحبت میکنیم در واقع در مورد فساد، جنایت و بی اخلاقیها صحبت میشود وگرنه هیچ اشکالی ندارد که در حوزه علم شاگردی کنیم. ما در مقابل هر کس حتی کافر هم برای به دست آوردن علم شاگردی میکنیم. علم، غربی و شرقی ندارد، اما مقابل آن فرهنگ و ایدئولوژی که مخرب و مفسد است، میایستیم.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، تصریح کرد: پس از رویکردهای غربگرایی، غربزدگی و غربستیزی، رویکرد انقلاب اسلامی، مبتنی بر اسلام اصیل، در بین ایرانیان ظهور و بروز کرد که به تعامل بینابین با غرب اعتقاد دارد؛ بر اساس همان اسلامی که به ما میگوید: «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین»؛ «دانش بجویید، هرچند در چین باشد». یعنی علم را از هر کجا که بود بگیرید اما اخلاق و فساد را نگیرید. این رویکرد، خوب و بد را جداسازی میکند. این نگاه اسلام ناب است و خردورزی و منطق هم، همین را مطرح میکنند.
استاد دانشگاه تهران، اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران بزرگترین، اصولیترین، موثرترین، پرقدرتترین و کشندهترین خیزش مردمی علیه فرهنگ و تمدن سلطهگر غرب است. این انقلاب با خمیر مایه اسلام ناب و با رهبری یک فقیه بی مثال در عصر حاضر توانست بیاعتباری و پوچی فرهنگ و تمدن پوشالی غرب را در معرض دید جهانیان بگذارد. جنگ رمضان هم کمک کرد که جمهوری اسلامی برای جهانیان اثبات کند آن قدرت نظامی غرب نیز پوشالی است و این در متن واقعیت تحقق پیدا کرد و مردم دنیا آن را مشاهده کردند. هرچند ممکن است که آن آدمهای خودباخته و کسانی که با تمام وجود گرفتار استحاله غرب شدهاند، این همه روشنایی را تاریکی ببینند، همانگونه که انقلاب را تاریک میبینند.
تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام، در پایان اظهار کرد: این وظیفه نخبگان و دلسوزان است که دائماً واقعیتها را تبیین کنند. همهی جنگ هم به خاطر ضربه کشنده انقلاب میباشد؛ تحریم اقتصادی چیز جدیدی نیست و نزدیک به ۴۷ سال است که ما با آن روبرو هستیم و ادامه دارد آنها دیگر هیچ چیزی در دست ندارند، اینکه از اِعمال تحریمهای کشنده سخن میگویند، غلط است، در واقع هیچ تحریم جدیدی وجود ندارد و هرچه بوده آن را در مورد کشور ایران و انقلاب اسلامی به کار گرفتهاند و این حربه و جنگ روانی آمریکا است و بیاثر خواهد بود، البته اگر بشود غربزدههای داخلی که نقش ستون پنجم را در جنگ دارند، مدیریت کرد.
شایان ذکر است در ادامه این نشست، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محسن مجتهدزاده(شیخ قمی)؛ مبلغ بین الملل آمریکای لاتین و استاد جهاد تبیین کشور، به صورت مجازی و از طریق وبینار، پیرامون حفظ انسجام ملی، افزایش تابآوری مردم، دقت مسئولان در انجام ندادن خطای محاسباتی و لزوم مقاومت در برابر استکبار و پرهیز از سازش و تسلیم در برابر دشمن، به ایراد سخن پرداخت.
گفتنی است؛ سلسله مباحث «جهاد تبیین» با موضوع محوری «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان»، پنجشنبهها ساعت ۸:۳۰ صبح در سالن شهید آیت الله دستغیب حرم مطهر، با حضور عموم علاقهمندان برگزار میگردد. همچنین فایل های صوتی و تصویری کامل جلسات در بخش ویژه پایگاه اطلاعرسانی آستان مقدس حضرت شاهچراغ علیه السلام، به نشانی shahecheragh.ir/velayat قابل دریافت است.
علاقهمندان با عضویت در کانال ایتای eitaa.com/shahecheragh_velayat میتوانند اطلاعیهها و اخبار جلسات را مطالعه فرمایند.