سایت شاهچراغ/ مشاهده متن خبر
شماره خبر: 233340
تاریخ انتشار: 1405/07/23
دکتر باقری لنکرانی: وحدت کلمه حول محور رهبری، نه صرفاً یک توصیه سیاسی، بلکه ضرورتی تمدنی برای حفظ هویت، جهت و انسجام جامعه است

HyperLink

اگر زبان و فهم نخبگان یک جامعه، «هزینه» را محور و «وظیفه» را حاشیه قرار دهد، آن جامعه از درون دچار فرسایش می شود.

 

استقامت اجتماعی صرفاً با شعار و مدیریت رسمی پایدار نمی ماند؛ بلکه نیازمند حضور مؤمنانه، آگاهانه و با معرفت در صحنه است.

 

جامعه ای که حجت خدا و منطق ولایت را نشناسد، در لحظه فتنه، ممکن است میان هیجان و انفعال دست به دست شود. اما معرفت توحیدی، نبوی و ولایی، حضور اجتماعی را از سطح کنش احساسی به سطح پایداری ریشه دار ارتقا می دهد.

 

امروز پنج‌شنبه، ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵، دکتر کامران باقری لنکرانی؛ تحلیل‌گر مسائل سیاسی در نشست صد و چهل و دوّم از سلسله مباحث «جهاد تبیین» و جلسه بیست و دوّم از مبحث «بررسی ابعاد مختلف جنگ رمضان»، ضمن تبیین ابتلاء تاریخی، آسیب‌های درون‌زا و منطق قرآنی استقامت؛ به بازخوانی تفسیری آیات «متی نصر الله»، «إن بيوتنا عورة» و «هذا ما وعدنا الله و رسوله» در نسبت با شرایط امروز کشور پرداخت.

 

به گزارش روابط عمومی آستان مقدس، دکتر لنکرانی در ابتدای این نشست که در تالار شهید آیت الله دستغیب حرم مطهر برگزار شد، اظهار کرد: در شرایط خطیر تاریخی، تهدید جامعه دینی تنها از ناحیه دشمن بیرونی نیست بلکه از چگونگی فهم روایت و صورت بندی دروني بحران نیز ناشی می‌شود. قرآن کریم در آیات مربوط به ابتلاء احزاب و مواجهه مؤمنان و منافقان با شرایط سخت، الگوهای ماندگاری برای فهم این موقعیت ها به دست می دهد. در جلسه امروز با تکیه بر سه محور قرآني «متى نصر الله» (بقره: ۲۱۴)، «ان بيوتنا عورة» (احزاب: ۱۳)، و «هذا ما وعدنا الله و رسوله (احزاب: ۲۲) به منطق قرآنی استقامت در برابر آسیب های درون‌زا خواهیم پرداخت. در سنت الهی، ابتلاء و نصرت، دو مرحله منفک نیستند، بلکه اضلاع یک سنت واحد تربیتی تاریخی اند؛ و آسیب درون‌زا در سطح عمیق، هنگامی پدید می آید که نخبگان و لایه های اثرگذار اجتماعی سختی را از افق تکلیف و وعده خارج و به افق هزینه و عافیت فرو بکاهند.

 

وی، تأکید کرد: قرآن نباید ابزار تسویه حساب‌های سیاسی شود؛ اما در عین حال منطق های قرآنی باید در زمانه ما شناخته و درک شوند. بر این اساس، محوریت رهبری به عنوان کانون حفظ جهت، معنا و انسجام جامعه در شرایط فتنه و تزاحم روایت ها جایگاهی بنیادین می یابد.

 

دکتر لنکرانی، به تمرکز اصلی در تحلیل شرایط حاد، اشاره کرد و گفت: در تحلیل وضعیت های بحرانی، معمولاً تمركز اصلی بر قدرت دشمن، ابزارهای فشار، محاسبات امنیتی و هزینه های اقتصادی قرار می گیرد. این نگاه هر چند بخشی از واقعیت را روشن می سازد، اما برای فهم عميق جامعه دینی کافی نیست. مسئله اصلی در شرایط خطير، صرفاً این نیست که چه میزان تهدید وجود دارد، بلکه این است که جامعه چگونه آن تهدید را می فهمد و نخبگان آن را با چه زبانی برای مردم تفسیر می کنند.

از منظر قرآن کریم، تاریخ مؤمنان همواره با «شدت»، «زلزله»، «ابتلاء»، «تمییز صفوف» و «آشکار شدن حقیقت ایمان» همراه بوده است. در چنین صحنه هایی همه چیز به قدرت سخت بیرونی باز نمی‌گردد، بلکه بخش مهمی از سرنوشت جامعه در گرو کیفیت ادراک درونی آن از امتحان است. قرآن کریم نشان می‌دهد که در لحظه واحد، یک واقعه می‌تواند دو قرائت كاملاً متفاوت داشته باشد: برای گروهی، دلیل عقب نشینی، اضطراب و جست و جوی مفر؛ و برای گروهی دیگر، نشانه صدق وعده الهی و افزایش ایمان.

 

وی، ادامه داد: بدین‌سان اگرچه دشواری های بیرونی واقعی هستند، اما خطرناکتر از آن، آسیب‌های درون‌زایی است که در نظام فهم، زبان، اولویت گذاری و اراده اجتماعی رخنه می‌کنند. در ادامه مبحث امروز، با واکاوی سه آیه محوری، نشان داده می‌شود که چگونه جامعه دینی می‌تواند از افتادن در دام «عوره سازی»، «فرار کدگذاری شده» و «تقليل مقاومت به مدیریت هزینه» مصون بماند.

 

دکتر لنکرانی، به بیان چیستی چارچوب مفهومی آسیب درون‌زا پرداخت و گفت: در ادبیات عمومی، آسیب درون‌زا غالباً به ضعف مدیریتی، فساد اداری یا ناکارآمدی اجرایی فروکاسته می شود. اینها بی تردید مهم‌اند؛ اما در سطحی عمیق تر، آسیب درون زا به معنای اختلال در دستگاه ادراک و اراده جمعی است. می‌توان آن را در چهار سطح خلاصه کرد:

۱) اختلال در تشخیص؛ یعنی جامعه نتواند میان سختي طبيعي «راه حق» و «علامت بن بست» تمایز بگذارد.

۲) اختلال در اولویت‌گذاری؛ یعنی حفظ آسایش و کاهش هزینه، جایگزین حفظ حقیقت و ادای تکلیف شود.

۳) اختلال در زبان روایت؛ یعنی واژگان توحیدی، تکلیفی و ایمانی از گفتار نخبگان حذف و همه چیز در زبان صرفاً مدیریتی امنیتی یا محاسباتی صورت بندی شود.

۴) اختلال در نسبت با آینده؛ یعنی آینده نه به مثابه افق وعده الهی، بلکه فقط به مثابه محصول موازنه قوا و خرید زمان فهم شود.

از این رو جامعه ای ممکن است از نظر منابع مادی، ظرفیت انسانی و توان دفاعی سرپا باشد، اما اگر زبان و فهم نخبگان آن جامعه به تدریج «هزینه» را محور و «وظیفه» را حاشیه قرار دهد، از درون دچار فرسایش می شود.

 

✅ «أم حسبتم... متى نصر الله» سنت ابتلاء و پرسش از نصرت

دکتر لنکرانی، در ادامه به بررسی سنت ابتلاء پرداخت و در این راستا، آیه ۲۱۴ سوره بقره را بیان کرد:

«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتُهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ»؛ «مى‌پنداريد كه به بهشت خواهيد رفت؟ و هنوز آنچه بر سر پيشينيان شما آمده، بر سر شما نيامده؟ به ايشان سختى و رنج رسيد و متزلزل شدند، تا آنجا كه پيامبر و مؤمنانى كه با او بودند، گفتند: پس يارى خدا كى خواهد رسيد؟ بدان كه يارى خدا نزديك است».

وی در خصوص دلالت تفسیری آیه، گفت: مفسران بر این نکته تأکید کرده اند که این آیه، ورود به به بهشت و وصول به فرجام مطلوب را بدون عبور از سنت امتحان نفی می کند. در الميزان، علامه طباطبائی ذیل این آیه ابتلاء را جزء سنت های ثابت الهی برای تمییز صادقان از مدعیان و برای استکمال نفوس می داند. در مجمع البيان نیز بر معنای زلزله به مثابه تکان شدید روانی و اجتماعی تأکید شده است؛ تکانی که جامعه مؤمن را تا مرز اضطراب وجودی پیش می‌برد. تفسیر نمونه نیز تصریح میکند که این آیه هشدار می دهد ایمان امری صرفاً ادعایی نیست، بلکه حقیقتی است که باید در متن فشارها و شدائد آزموده شود.

 

دکتر لنکرانی، در خصوص اینکه «متی نصر الله»؛ پرسش شک یا مرحله ای از سلوک ایمانی است، گفت: عبارت «متى نصر الله» نباید سطحی فهم شود. این سؤال الزاماً نشانه انکار وعده الهی نیست؛ بلکه می تواند بیانگر رسیدن فشارها به نقطه اوج باشد جایی که بشر، درون میدان، سنگینی امتحان را با تمام وجود لمس می کند. به تعبیر دقیق تر این پرسش نه لزوماً محصول شک، بلکه محصول شدت واقعیت ابتلاء است.

پاسخ الهی نیز قابل تأمل است: «ألا إن نصر الله قريب». قریب در اینجا صرفاً به معنای فاصله زمانی اندک نیست؛ بلکه دلالت بر این دارد که در منطق سنت الهی، هرگاه ابتلاء به حد استکمال و تمییز برسد، نصرت دور نیست. پس آیه از یک سو واقعیت فشار را انکار نمی‌کند و از سوی دیگر، مؤمن را از افتادن در تفسیر بن‌بست‌محور، باز می‌دارد.

 

وی، نتیجه‌گیری کرد: این آيه، مبنای مهمی برای فهم شرایط فعلی فراهم می‌کند. سختی‌های بزرگ الزاماً نشانه خطای مسیر نیستند. گاه خودِ ظهور این شدائد، بخشی از سنت الهی در تربیت جامعه مؤمن است. از این منظر نخستین وظیفه جامعه دینی، حفظ نسبت معنوی خود با ابتلاء است؛ یعنی نگذارد فشارها به ترجمه‌ای شکست محور از واقعیت تبدیل شوند.

 

✅ «إن بيوتنا عورة»: عذر امنیتی و منطق فرار

دکتر لنکرانی، در ادامه به تبیین آیه ۱۳سوره احزاب، پرداخت:

«وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فَرَارًا»؛ «و گروهى از آنها گفتند: اى مردم يثرب، اينجا جاى ماندنتان نيست. بازگرديد. و گروهى از آنها از پيامبر رخصت طلبيدند. مى‌گفتند: خانه‌هاى ما را حفاظى نيست. خانه‌هايشان بى‌حفاظ نبود، مى‌خواستند بگريزند».

وی در خصوص ساختار چندلایه‌ای این آیه شریفه گفت: آیه ۱۳سوره احزاب، از چهار لایه برخوردار است:

۱)  فضاسازی روانی: «لا مقام لكم»؛ اینجا جای ایستادن نیست.

۲) توجيه امنيتى: «إن بيوتنا عورة»؛ خانه های ما آسیب پذیر است.

۳) ابطال الهى توجيه: «و ما هي بعورة»؛ حقيقت، چنین نیست.

۴) افشای نیت پنهان: «إن يريدون إلا فراراً»؛ هدف، فرار از میدان تکلیف است.

وی، اظهار کرد: در الميزان این آیه به عنوان نمونه ای از آشکار شدن باطن نفاق در لحظه فشار تفسير شده است؛ یعنی هنگامی که ظاهر هم‌صفی با جامعه مؤمن فرو می ریزد و نیت های واقعی آشکار می شود. در مجمع البیان نیز «عورة» به معنای خلل شکاف و نقطه آسیب پذیر توضیح داده شده، اما تأکید می‌شود که قرآن این ادعا را صرفاً یک مستمسک برای گریز معرفی می‌کند.

 

دکتر لنکرانی به تبیین مفهوم «عورة» در افق اجتماعی تفسیری، پرداخت و گفت: در سطح تفسیری عمیق تر، «عورة» فقط به معنای خانه بی دفاع نیست؛ بلکه به معنای نقطه ای واقعی یا ادعایی است که فرد آن را دستاویز تعلیق تکلیف می‌کند. از این منظر، آیه یک منطق جاودانه را افشا می‌کند:

«هرگاه در لحظه نیاز به استقامت، کسی دائماً از آسیب پذیری ها سخن بگوید، اما نتیجه عملی سخنش تخفیف تکلیف، کاهش اراده مقاومت و توجیه عقب نشینی باشد، به لحاظ ساختاری به منطق این آیه نزدیک شده است».

 

 وی ضمن تأکید بر احتیاط روشمند در تطبیق، تصریح کرد: هر اشاره ای به ضعف داخلی، مصداق این آیه نیست. اگر چنین باشد، باب عقلانیت، تدبیر و نقد واقعی بسته می شود. قرآن را نباید برای تسویه حساب‌های سیاسی به میدان کشاند. معیار تطبيق أن است که سه امر با هم جمع شوند:

۱) بزرگنمایی تهدید داخلی یا آسیب پذیری؛

۲) تبدیل این تهدید به بهانه تعليق یا تضعیف تکلیف؛

۳) نداشتن افق ایجابی برای اصلاح و استقامت.

پس، آیه به ما «منطق» می آموزد نه اینکه به آسانی بر هر شخص یا جریان خاصى الصاق شود.

 

✅ «هذا ما وعدنا الله ورسوله»: وعده سختی بود یا پیروزی؟

دکتر لنکرانی، در ادامه به تبیین آیه ۲۲ سوره احزاب، پرداخت:

«وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا»؛ «و چون مؤمنان آن گروه‌ها را ديدند، گفتند: اين همان چيزى است كه خدا و پيامبرش به ما وعده داده‌اند و خدا و پيامبرش راست گفته‌اند. و جز به ايمان و تسليمشان نيفزود».

وی در تفسیر این آیه شریفه گفت: ظاهر آیه بسیار ژرف است. مؤمنان وقتی احزاب را دیدند، نگفتند: این همان پیروزی آسان و فوری است؛ بلکه گفتند: این همان چیزی است که خدا و رسول از قبل خبر داده بودند.

در تفاسیر، این وعده ناظر به چند حقیقت دانسته شده است: «وعده ابتلاء و امتحان»، «وعده تمييز صفوف» و «وعده نصرت نهایی اهل ایمان». علامه طباطبائی تصریح می‌کند که دیدن احزاب برای مؤمنان راستین موجب تزلزل نشد، زیرا حادثه را در افق وعده الهی می‌فهمیدند و از این رو به جای اضطراب، ایمان و تسلیمشان افزایش یافت. در تفسیر نمونه نیز تأکید می‌شود که مؤمنان واقعی، حوادث سخت را نشانه دروغ بودن راه نمی‌دانند، بلکه نشانه تطابق واقعیت با همان سنتی می فهمند که قبلا از آن آگاه شده اند.

 

دکتر لنکرانی، خاطرنشان کرد: وعده الهی در این آیه، هم وعده سختی است و هم وعده پیروزی؛ اما نه به صورت دو وعده منفصل، بلکه به صورت یک سنت واحد؛ اینکه «نصرت از درون ابتلاء عبور می کند». ابتلاء، صرفاً مقدمه ای بیرونی برای پیروزی نیست؛ بلکه بخشی از خود فرآیند نصرت است، زیرا در آن صفوف، جدا می شوند، نفاق، آشکار می شود، ایمان، تصفیه می‌گردد و جامعه مؤمن به بلوغ تاریخی می‌رسد.

از این رو، جمله «هذا ما وعدنا الله و رسوله»، یعنی ما در دل محاصره و فشار با امری بیگانه مواجه نشده ایم؛ این همان مسیر وعده داده شده است.

 

وی در ادامه به بیان پاسخ این پرسش پرداخت که چرا سختی ایمان را زیاد میکند؟ و گفت: قرآن می گوید: «و ما زادهم إلا إيماناً وتسليماً». این نکته بسیار عمیق است. در منطق عادی، شدت تهدید باید موجب کاهش اطمینان شود؛ اما در منطق ایمان، وقتی واقعیت خارجی با سنت الهي از پیش تبیین‌شده تطبیق می‌کند، مؤمن دچار تشتت وجودی نمی شود. او نمی گوید: «پس راه باطل بود»، بلکه می گوید: «پس وعده صادق بود». این همان تفاوت اساسی میان نگاه ایمانی و نگاه عافیت محور است.

 

دکتر لنکرانی در ادامه به بیان نسبت «متی نصر الله» و «هذا ما وعدنا الله»، پرداخت و گفت: این دو آیه باید به صورت منظومه ای فهم شوند. آيه بقره، لحظه شدت فشار را تصویر می‌کند و آیه احزاب، نحوه تفسیر ایمانی همان فشار را. «متى نصر الله»، بیان لحظه ای است که فشارها به نهایت رسیده است و «هذا ما وعدنا الله»، بیان آن است که مؤمن همین نقطه فشار را در چارچوب وعده الهی می فهمد. در نتیجه قرآن از مؤمن نمی‌خواهد که رنج را انکار کند، بلکه می‌خواهد رنج را بی معنا نبیند. آسیب درون‌زا زمانی پدید می آید که این پیوند گسسته شود؛ یعنی جامعه سختی را ببیند، اما آن را در افق وعده و تکلیف تفسیر نکند.

 

✅ آسیب درون‌زا در شرایط امروز: از «عوره سازی» تا استحاله هنجاری

دکتر لنکرانی به تبیین آسیب درون‌زا در شرایط امروز پرداخت و گفت: اکنون می‌توان بدون افتادن در تطبیق‌های شتاب زده از منطق آیات برای فهم شرايط امروز بهره برد.

مسئله اصلی این نیست که فلان شخص یا جریان را مستقیم مصداق آیه اعلام کنیم؛ بلکه باید ببینیم چه الگوهای ادراکی و زبانی در جامعه فعال هستند.

 

وی در ادامه به عوره‌سازی نرم، اشاره کرد و گفت: در زمانه ما، «إن بيوتنا عورة» می تواند در قالب‌های تازه ای ظهور کند، مواردی از قبیل: جامعه کشش ندارد؛ مردم حاضر به هزینه نیستند؛ برای حفظ اصل کشور باید از آرمان ها موقتاً عقب نشست؛ و هر اصرار بر مبانی، بحران زاست.

البته این گزاره ها همیشه باطل نیستند؛ اما اگر برآیندشان تعلیق مستمر تکلیف و عادی‌سازی عقب‌نشینی باشد، به منطق این آیه نزدیک می‌شوند.

 

دکتر لنکرانی به تحریف تاریخی و عادی سازی تسلیم، اشاره کرد و گفت: بخشی از آسیب درون‌زا از رهگذر بازخوانی های تحریف آمیز تاریخ پدید می آید؛ بازخوانی هایی که در آن عقب نشینی و پذیرش تحميلات تاریخی، به جای آن که مایه عبرت باشد، به مثابه واقع‌گرایی عرضه می‌شود. هنگامی که قراردادهای تحمیلی یا شکست های تاریخی چنان روایت شوند که گویی تنها راه عقلاني بقا همان تمکین بوده است، در واقع روحیه استقامت از درون تحلیل می رود.

 

این تحلیل‌گر مسائل سیاسی، به گسست از امّت و مسئله فلسطين، اشاره کرد و گفت: همچنین هر تحلیلی که مسئله فلسطین و دفاع از مظلوم را امری بیرونی و نامربوط به سرنوشت ایران معرفی کند، از درک پیوند میان هویت اسلامی، امنیت ملی و عمق راهبردی منطقه ای غافل است. در منطق قرآنی، امت اسلامی و حمایت از مظلوم از عرصه سیاست، جداشدنی نیست.

 

وی با هشدار درخصوص استحاله خزنده هنجارها، خاطرنشان کرد: خطر فقط در سطح سیاست رسمی نیست. تغییر تدریجی هنجارها از سست شدن حیا و حجاب تا تمسخر نمادهای ایمانی و ادای روشنفکری تهی از ریشه، صورت فرهنگی همان آسیب درون زاست. وقتی جامعه به تدریج از درون نسبت به شعائر خود، بی‌حس شود، در برابر فشار بیرونی نیز شکننده تر می‌شود.

 

دکتر لنکرانی در بخش دیگری از سخنانش، به ارزیابی گفتار بازدارندگی‌محور، و قوّت‌ها و محدودیت‌های آن پرداخت و گفت: در برخی گفتارهای رسمی معاصر از جمله رویکردهایی که مقاومت را در قالب «بازدارندگی»، «خرید زمان»، «تبدیل پیروزی نظامی به پیروزی سیاسی» و «مدیریت هزینه» توضیح می‌دهند، نکات مثبتی وجود دارد، از جمله توجه به چند بعدی بودن قدرت؛ نفی دوگانه سازی خام جنگ/ مذاکره؛ و اذعان به اهمیت انسجام اجتماعی و تاب آوری. اما محدودیت اصلی این دستگاه آن است که اگر به تنهایی محور قرار گیرد، منطق مقاومت را به منطق بازدارندگی فرو می کاهد. در چنین زبانی سختی بیشتر «هزینه» است تا «امتحان»؛ قدرت بیشتر «غایت» می‌شود تا «ابزار اقامه حق»؛ و افق نهایی بیشتر «جرئت نکردن دشمن برای حمله» است تا «صدق در موضع حق و نیل به نصرت الهي».

وی، اضافه کرد: با این حال باز هم باید بر احتیاط روشمند تأکید می‌شود. نقد این دستگاه، به معنای نفی تدبیر، عقلانیت یا حتى استفاده هوشمندانه از ابزارهای قدرت نیست. سخن در این است که اگر زبان نخبگان صرفاً در این افق محصور شود، جامعه از معنا تهی و مقاومت به یک بازی صرف توازن قوا تبدیل می شود.

 

دکتر لنکرانی ضمن تأکید بر محوریت رهبری، به عنوان عمود خیمه در میان تزاحم روایت‌ها گفت: در شرایطی که جامعه با فشار بیرونی، تنوع روایت‌های سیاسی جنگ شناختی و استحاله نرم هنجارها مواجه است، نیاز به یک کانون هدایت گر که بتواند نسبت میان تکلیف و مصلحت، میان صبر و اقدام، میان قدرت و حق، و میان مقاومت و تدبیر را به درستی تنظیم کند، بیش از هر زمان دیگری آشکار می شود.

در اینجاست که محوریت رهبری معنای بنیادین پیدا می کند. رهبری در این سطح صرفاً یک جایگاه حقوقی یا سیاسی نیست؛ بلکه عمود خیمه ای است که جامعه را از افتادن در دوگانه های مخرب حفظ می کند: نه انفعال و عافیت طلبی؛ نه هیجان زدگی و بی محاسبگی؛ نه فرار کدگذاری شده؛ و نه ماجراجویی تهی از بصیرت.

 

وی، تصریح کرد: محوریت رهبری از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند منطق قرآنی استقامت را در سطح راهبردی ترجمه کند و اجازه ندهد جامعه میان زبان صرفاً امنیتی، زبان صرفاً معیشتی یا زبان صرفاً شعاری سرگردان شود. از همین رو، وحدت کلمه حول محور رهبری، نه صرفاً یک توصیه سیاسی، بلکه ضرورتی تمدنی برای حفظ هویت، جهت و انسجام جامعه است.

 

دکتر لنکرانی به اهمیت حضور میدانی و معرفت اشاره کرد و گفت: استقامت اجتماعی صرفاً با شعار و مدیریت رسمی پایدار نمی ماند؛ بلکه نیازمند حضور مؤمنانه، آگاهانه و با معرفت در صحنه است. حضور اجتماعی جوانان مؤمن، صیانت از شعائر، ایستادگی در برابر استحاله نرم هنجارها و باطل السحر بودن حضور آگاهانه در میدان، هنگامی ثمربخش است که از سطح واکنش صرف فراتر رود و بر پایه معرفت دینی استوار شود. در این جاست که دعای شریف «اللهم عرفنی نفسك فإنك إن لم تعرفني نفسك لم أعرف رسولك ... اللهم عرفنی حجتک فإنك إن لم تعرفنى حجتك ضللت عن دینی» اهمیت می‌یابد.

جامعه ای که حجت خدا و منطق ولایت را نشناسد، در لحظه فتنه، ممکن است میان هیجان و انفعال دست به دست شود. اما معرفت توحیدی، نبوی و ولایی، حضور اجتماعی را از سطح کنش احساسی به سطح پایداری ریشه‌دار ارتقاء می‌دهد.

 

وی در ادامه به تكليف مؤمنان در شرایط خطیر فعلی، پرداخت و گفت: از مجموع این آیات و تحلیل‌ها می‌توان تکلیف مؤمن را در چند محور خلاصه کرد:

۱)  سختی را فوراً به خطای مسیر ترجمه نکند. هر شدتی نشانه بن بست نیست؛ گاه بخشی از سنت الهي تربیت و تمییز است.

۲) ضعف های واقعی را ببیند، اما آنها را بهانه ترک رسالت نسازد. «عورة» می تواند واقعی یا ادعایی باشد؛ مسئله نحوه استفاده از آن است.

۳) قدرت را غایت نکند. قدرت لازم است اما در خدمت حق، نه جایگزین آن.

۴) در برابر تغییر خزنده هنجارها هوشیار باشد. بی‌حسی نسبت به هویّت، مقدمه فرسایش اراده است.

۵) محوریت رهبری را حفظ کند. در زمانه غبار آلود، جامعه برای حفظ جهت نیازمند عمود خیمه است.

۶) استقامت را با معرفت پیوند بزند. بدون عمق ایمانی و معرفتی، حضور اجتماعی در برابر فتنه ها ناپایدار خواهد بود.

 

 دکتر لنکرانی، در پایان به نتیجه‌گیری از مباحث مطروحه در نشست پرداخت و گفت: آيات «متى نصر الله»، «إن بيوتنا عورة» و «هذا ما وعدنا الله و رسوله»، سه ضلع از یک هندسه واحد را ترسیم می کنند: ضلع نخست، واقعیت ابتلاء و شدت فشار؛ ضلع دوّم، امکان انحراف در تفسیر این فشار و تبدیل آن به منطق فرار و ضلع سوّم، فهم ايماني حادثه به مثابه تحقق وعده الهی و زمینه افزایش ایمان.  بر این اساس، وعده الهى نه صرفاً وعده پیروزی بی هزینه است و نه صرفاً وعده سختی؛ بلکه وعده یک سنت جامع است که در آن ابتلاء، تمييز، استقامت و نصرت به هم پیوسته اند. آسیب درون‌زا زمانی اوج می‌گیرد که جامعه این پیوند را از دست بدهد و سختی را از افق وعده و تکلیف خارج کند. در مقابل، جامعه ای که با محوریت رهبری با زبان ایمان با معرفت ولایی و با هوشیاری نسبت به استحاله نرم هنجارها در میدان بماند، می‌تواند شدائد را نه مقدمه فروپاشی، بلکه مرحله ای از بلوغ تاریخی خود بداند.

 

 

 

 


نظرات کاربران

1
  ارسال نظر
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:

200 کاراکتر


گزارش های تصویری


جست و جو در سایت